تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
به عبارت ديگر : امكان دارد نوع ارتباط و تلبس مثل : تلبس ذات بارى تعالى به صفات جماليه‌اش باشد ، كه ذات با صفات متحدند ، اگرچه مفهوما بين آن‌ها تغاير وجود دارد . 2 . گاهى قيام مبدأ به ذات انتزاعى است ، لكن مبدأ اصلا وجود خارجى ندارد . آنچه در خارج وجود دارد ، مبدأ انتزاع است . به عبارت ديگر : مبدأ صرفا يك امر اضافى و اعتبارى است كه در عالم اعتبار وجود دارد و نه در خارج ، مثل : ملكيت ، زوجيت ، حريت و . . . در اينجا : آنچه در خارج وجود دارد ، ذات مالك و مملوك و ذات زوج و زوجه است . و لكن چيزى به نام ملكيت ، زوجيت و يا حريت و . . . در خارج وجود ندارد . اين‌ها امورى هستند كه با توجه به آن ذوات خارجيه عقل در خودش اعتبار مىكند . به عبارت ديگر : برخى اوقات نحوهء ارتباط ميان ذات و مبدأ چنين است كه : مبدأ مشتق ، واقعيت و تأصّلى در خارج ندارد ، و يا اينكه محسوس و عينى نيست بلكه عقل آن را اعتبار و شارع مقدس آن را تأييد مىكند ، مثل امثلهء مذكور . فى المثل : وقتى شما كفاية الاصول را ابتياع نمودى ، تلبس به ملكيت پيدا مىكنى ، يعنى پس از معامله ، عقلاء ميان مشترى و مبيع ، يك اضافه و ملكيتى را اعتبار مىكنند . در نتيجه : عنوان مشتق كه ( مالك ) است ، بر مشترى تطبيق مىكند ، كه جناب آخوند اسم چنين مشتقى را خارج محمول مىگذارند . در برابر محمول بالضميمه . * با توجه به مقدمات فوق مراد از « في أنه يعتبر في صدق المشتق على الذات . . . الخ » چيست ؟ قولى است كه جناب آخوند انتخاب كرده مبنى بر اينكه : 1 - آنچه در اين ارتباط معتبر است قيام به معناى تلبس است . 2 - تلبس به گونه‌هاى مختلف است . 3 - اختلاف تلبسات : الف : گاهى ناشى از اختلاف هيئات است مثل هيئت مشتق از اسم فاعل و اسم مفعول ، و يا صفت مشبهه .