تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
* قيام حلولى منشا چه نگرشى در اشاعره شده است ؟ قيام مبدأ ( مشتق ) به ذات و حلولى بودن آن منشا اين كلام مشهور آن‌ها شده كه : كلام ، نفسى و قديم و قائم به ذات بارى تعالى است . * منظور اشاعره در اين مطلب چيست ؟ مىگويند : 1 - يكى از عناوين و مشتقاتى كه در شرايع بر پروردگار جهان حمل و تطبيق شده عنوان متكلم است . 2 - مبدأ كلمهء ( متكلم ) لفظ كلام و تكلم است . حال : 1 - اگر مراد از كلام لفظى باشد ، مىگوييم كه اين يك امر حادث است . 2 - امر حادث نمىتواند ، قيام حلولى به ذات بارى داشته باشد ، چرا كه ذات بارى قديم است . پس : مراد از كلام ، كلام لفظى نيست ، بلكه كلام نفسى است كه قديم است و قيام حلولى به خداوند قديم دارد . * دومين نظر در رابطهء با نوع قيام مبدأ به ذات چيست ؟ نظر معتزله است كه باز هم قيام مبدأ ( مشتق ) را به ذات حلولى مىداند ، لكن قيام حلولى را شرط صدق مشتق به ذات نمىدانند ، بلكه معتقدند كه مشتق بدون قيام حلولى هم بر ذات اطلاق مىشود . اين گروه به ادلّه‌اى نيز متمسّك شده‌اند كه مرحوم آخوند به يكى از براهين ايشان در متن اشاره فرموده است كه حاصل آن اينست كه : ما بالوجدان مىيابيم كه اطلاق دو كلمهء ( ضارب ) و ( مولم ) و امثال اين صحيح است در صورتى كه مبدأ در اين دو مشتق ، قائم به ذات ضارب و مؤلم نيست ، بلكه قيام اين دو مبدأ به مضروب و مؤلم است . به عبارت ديگر : اين مضروب است كه ضرب در او اثر كرده است پس قيام حلولى ضرب به مضروب است . اما : در ضارب قيام حلولى وجود ندارد ، بلكه قيام صدورى وجود دارد ، كه از محل بحث ما خارج است .