ب : گاهى ناشى از اختلاف مواد مشتقات با يكديگر است .
فى المثل :
گاهى تلبس حلولى است مثل تلبس قرطاس به سفيدى كه سبب اطلاق ابيض بر قرطاس مىشود .
گاهى تلبس صدورى است مثل تلبس ذات به ضرب ، كه موجب اطلاق ضارب ، بر زيد مىشود .
گاهى هم تلبس انتزاعى است ، يعنى ذات منشا انتزاع مبدأ مىشود و موجب آن مىشود كه مفهوم مبدأ از ذات اخذ شود . هرچند به حسب وجود در خارج يكى بوده و باهم متحدند ، مثل :
تلبس ذات اقدس انتزاع صرف است و وجودى ندارد بلكه صرف اعتبار است .
به عبارت ديگر : عالم خارج ظرف براى ماهيت اين منتزعات است و نه ظرف وجودشان .
مثل : ابوّت ، نبوّت و اخوّت .
* مراد حضرت آخوند از خارج محمول در اينجا چيست ؟
عارض اعتبارى همچون ابوت ، ملكيت ، زوجيت و اشباه آن مىباشد .
* مراد ايشان از محمول بالضميمه چيست ؟
عارض اصلى ، مثل : بياض ، علم و ضرب و امثال آن است .
* آيا اين معانى براى اين دو اصطلاح با با اصطلاح حكما تطبيق دارد ؟
خير ، هر دو بر خلاف اصطلاح حكما مىباشد .
چرا ؟ زيرا :
1 - خارج محمول در لسان حكما به عرضى گفته مىشود كه از حاقّ ذات انتزاع شده و برآن حمل گردد . مثل : وجود و موجود و يا وحدت و تشخص .
2 - محمول بالضميمه ، همان ذاتى است كه موصوف به عرض اصيل است ، مثل : ابيض و اسود در اجسام و يا عالم در نفوس .
چنان كه حاجى سبزوارى مىفرمايد :
و الخارج المحمول من صميمه * يغاير المحمول بالضميمه
* جمعبندى مطلب آخوند چيست ؟
1 - در صدق مشتق ، عنوان قيام معتبر نمىباشد ، بلكه بايد ميان ذات و مبدأ تلبس ، ارتباط و اضافهاى باشد ، هرچند نحوهء تلبس به حسب موارد ، مختلف است ، و اين اختلاف :