تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
گاهى مربوط به اختلاف مواد است ، گاهى مربوط به اختلاف هيئات است . يعنى : در عين حال كه با يك مبدأ روبرو هستيم لكن مشتقات آن مبدأ متفاوت است . فى المثل : ( ضرب ) اگر با ضارب مقايسه شود ، قيامش صدورى و چنانچه با مضروب سنجيده شود ، قيامش حلولى و به تعبير آخوند ( ره ) وقوعا عليه است . * حاصل مطلب در « ففي صفاته الجارية عليه تعالى يكون . . . الخ » چيست ؟ بحثى است راجع به تلبس ذات بارى تعالى به صفات جماليه ، كه در حقيقت تكميل مطلبى است كه در امر چهارم گذشت ، و در حقيقت پاسخ به يك سؤال مبنى بر اينكه : شما از طرفى صفات جماليه خداوند را عين ذات او مىدانيد ، و از طرفى مىگوييد ذات بايد متلبس به مبدأ باشد . مگر مىشود هم قائل به عينيت شد ، هم گفت كه پروردگار متلبس به صفت علم است ؟ جناب آخوند از اين سؤال پاسخ مىدهد كه : اين تلبس هم خود نوعى از انحاء تلبس است ، چرا كه معناى قيام اين نيست كه حتما ميان ذات و صفت ( يعنى مبدأ ) مغايرت خارجى وجود داشته باشد به نحو كه ذاتى باشد و علمى محقق باشد ، و آن ذات متلبس شود به آن صفت محقق . خير ، در قضيهء اللّه عالم ، مبدأ كه علم باشد ، از نظر مفهوم با اللّه تغاير دارد ، ولى در عين حال صفت علم عين ذات اللّه است . پس : در قضيهء مذكور نيازى به دو مشار اليه نيست ، بلكه به يك ذات اشاره مىشود كه آن ذات عين علم است . به عبارت ديگر : تمام مبادى اوصاف اعم از اوصاف ممكنات واجب الوجود به نوعى قائم به ذات و موصوف مىباشند و صفت از موصوف منفك نيست و معقول نيست كه صفت علم در وجود انسان ، وجودى منحاز در خارج داشته باشد ، خير همه اوصاف وابسته به موصوف‌اند . منتهى قيام بر دو نوع است : 1 - مشهورى ، 2 - غير مشهورى . * منظور از قيام مشهورى چيست ؟ همان قيام اوصاف و عوارض ممكنات بر ذات آن‌هاست ، درحالىكه عارض غير از معروض و يا وصف غير از موصوف است ، و هريك از مقوله‌اى هستند و در خارج مابازائى دارند .