تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
ترجمه

( امر پنجم از امور باقيمانده )

اينكه پس از اتفاق ( حضرات ) بر اعتبار مغايرت ميان مبدأ و آنچه مشتق برآن جارى و حمل مىشود ( يعنى ذات ) ، در اعتبار قيام مبدأ به ذات ، در صدق مشتق برآن به نحو حقيقت بينشان اختلاف واقع شده است . و استدلال كرده است كه قائل به عدم اعتبار قيام به مبدأ است ، به صادق بودن ( ضارب ) و ( مؤلم ) با وجود قيام ضرب و الم ( يعنى مبدأ آن‌ها ) به مضروب و مؤلم ( و نه به ضارب و مؤلم ) .

( تحقيق جناب آخوند در اين مسئله )

اينست كه : شايسته نيست براى كسى كه از اهل خرد و تأمّل است ، كه شك كند در اينكه در صدق مشتق بر ذات و حملش برآن ، تلبس ذات به مبدأ به نحو خاصى از انحاء تلبسات معتبر است . بنا بر اينكه اختلاف انحاء تلبسات ، گاهى ناشى از اختلاف مواد ( باهم ) و گاهى ناشى از تغاير و تفاوت هيئت است . زيرا : ماده در مشتقات گاهى بر قيام صدورى و زمانى بر قيام حلولى و گاهى بر قيام وقوعى دلالت دارد . و يا ( ماده بر گونه‌اى است كه ) ، انتزاع مبدأ از ذات و اختلاف مبدأ با ذات به حسب مفهوم ، و اتحاد مبدأ با ذات در خارج استفاده مىشود . چنان كه در برخى صفات حق تعالى ( كه مادهء آن‌ها دال بر انتزاع است ) امر چنين است . جز اينكه تحقق ، صرفا از آن منتزع عنه است و منتزع تحققى ندارد ، مثل : مشتقات اضافى و اعتبارى كه تحققى نداشته و در ازاء و قبالشان به حسب عالم خارج چيزى وجود ندارد ، و به اصطلاح از سنخ خارج محمول است و نه از قبيل محمول بالضميمه . پس : در صفات جاريه بر حق تعالى ، مبدأ به حسب مفهوم مغاير با ذات است و از نظر وجود قائم به آن است ، لكن اين قيام نحوى از قيام است ، كه در آن دوئيّت ( ميان مبدأ و ذات در خارج ) وجود نداشته و براى مبدأ غير از ذات مابازائى در خارج وجود ندارد . بلكه قيام مبدأ در حق تعالى به نحو اتحاد و عينيّت است و در حذائش عين ذات مىباشد . و عدم اطلاع عرف ( و يا نوع افهام اوساط ) ، بر مثل اين‌گونه تلبس ( يعنى : تلبس عينى به حسب وجود خارجى ) . به صدق حقيقى صفات بر ذات اقدسش ضررى نمىزند ، چه آنكه به