اما :
اگر معناى الكاتب مركب باشد ، موصوف شما مكرر شده و به صورت زيد زيد الكاتب درمىآيد كه البته يك قضيهء خبريه است و نه يك جمله .
حال :
اگر مصداق شىء را در معناى كاتب اخذ كنيم ، به صورت ( زيد ، زيد له الكتابة ) در مىآيد .
و اگر مفهوم شىء را در معناى كاتب اخذ كنيم ، به صورت ( زيد شىء له الكتابة ) در مىآيد . كه يك موصوف شما ( زيد ) و موصوف ديگر ، مفهوم شىء و يا مصداق شىء است .
به عبارت ديگر :
وقتى گفته مىشود : الانسان الكاتب و يا زيد الكاتب ، يعين كه مبتدا را به صورت موصوف و صفت مىآورند ، از دو حال خارج نيست .
1 - اگر مشتق داراى معناى تركيبى باشد ، لازم مىآيد كه موصوف در مثال فوق تكرار شود و گفته شود : زيد ، زيد الكاتب و يا زيد شىء له الكتابة ، و يا الانسان ، انسان له الكتابة .
2 - و اگر مشتق داراى معناى بسيط باشد ، لازم نيست كه موصوف تكرار شود و بلكه گفته مىشود ، زيد الكاتب ، مثل : زيد نويسنده ( در فارسى ) و يا انسان دانا .
بديهى است كه در مثال مذكور ، دو موصوف به ذهن نمىآيد و عرفا موصوف تكرار نمىشود .
و اين دليل بر بساطت معناى مشتق است و الا اگر مركب بود بايد دو موصوف به ذهن تبادر مىكرد .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٥١٦