تشريح المسائل
* مسألهء مورد بحث در امر اول از امور باقيمانده چيست ؟
بساطت و تركّب معناى مشتق است .
* نظر مشهور مناطقه در اين رابطه چيست ؟
اينست كه : مشتق داراى معناى مركب است ، يعنى از دو جزء تشكيل شده .
فى المثل : ناطق ، يعنى : ذات ثبت له النطق .
* نظر محقق شريف در بساطت يا تركّب مشتق چيست ؟
اينست كه : مشتق داراى معناى بسيط است .
* آيا قبول ندارد كه در مشتق ذاتى وجود دارد و مبدئى كه ذات متلبس به آن مبدأ مىشود ؟
چرا قبول دارد كه بايد ذاتى باشد ، فى المثل : مثل ( زيد ) و مبدئى باشد مثلا مثل : كتابت ، تا بشود ، وصف عنوانى كتابت را از ذات انتزاع كرده و بر ذات حمل نمود .
* پس انّما الكلام در چيست ؟
در اينست كه مىگويد : خود اين وصف عنوانى داراى معناى بسيط است ، نه مركب .
به عبارت ديگر : اين وصف عنوانى كه داراى معناى بسيط است ، دالّ بر وصف كتابت است و كارى به ذات ندارد .
* منشا اين نزاع چيست ؟
اينست كه : مشهور مناطقه در تعريف فكر گفتهاند :
فكر عبارت است از ترتب امور معلوم براى رسيدن به امر مجهول . فى المثل :
1 - در بخش معلومات تصورى ، لازم است كه جنس و فصل مناسبى در كنار هم قرار گيرد ، تا يك مجهول تصوّرى كشف و معلوم شود . مثل : الانسان ، هو حيوان ناطق .
2 - در بخش معلومات تصديقى ، لازم است كه يك صغرى و كبراى مناسبى در كنار هم قرار گيرد ، تا نتيجهء مطلوب تحصيل شود . مثل : هذا خمر ، كلّ خمر نجس ، پس هذا الخمر نجس .
* مقدمة بفرماييد جمع بر چند امر و يا چند چيز صدق مىكند ؟
عند المناطقه ، حد اقل بر دو امر . و عند مشهور النحويين ، حد اقل بر سه امر .
* با توجه به مقدمهء فوق اشكال وارد شده به تعريف مشهور از فكر چيست ؟
اينست كه طبق نظر مشهور نمىتوان در تعريف به فصل تنها و يا اعراض خاصّه اكتفا نمود .