تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
استعمال ( ظالم ) در آيهء شريفه به نحو اول يعنى به لحاظ حال تلبس است و لذا اين استعمال مجازى نيست ، بلكه حقيقى بوده و معناى آيهء شريفه اينست كه : ظالم اگرچه اتصافش به وصف ظلم در لحظه‌اى از لحظات گذشته هم باشد ، عهد ما ( كه منصب ولايت و امامت است ) به او نمىرسد . پس : استعمال مذكور ، مجازى نيست تا خلاف ظاهر آيه يا خلاف ظاهر استدلال باشد . * مراد از « و منه قد انقدح ما فى الاستدلال على التفصيل بين المحكوم عليه و . . . » چيست ؟ اينست كه : از بيانات ما در ردّ وجه سوم ، ضعف يكى ديگر از تفصيلات و اقوال در باب مشتق ، روشن شد . * حاصل استدلال مفصّل در اين مقام چه بود ؟ اين بود كه : - اگر مشتق مبتداء و محكوم عليه واقع شود حقيقت است در اعمّ از متلبس و منقضى . مثل : الضّارب زيد يا القاتل بكر . - و اگر مشتق خبر و محكوم به واقع شود ، در خصوص متلبس به مبدأ حقيقت و نسبت به منقضى مجاز . مثل : زيد ضارب . - و در اثبات بخش دوم اين تفصيل به دو آيهء حد سرقت و حد زنا تمسك كرده‌اند . 1 -
السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما . . .
( مائده / 38 ) . 2 -
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
( نور / 2 ) . حال : 1 - ( سارق و سارقة ) و ( زانى و زانية ) در آيات مذكور ، محكوم عليه واقع شده‌اند . 2 - قطعا كسى كه دست به فحشاء و دزدى مىزند ، در حين ( جلد ) و قطع يد ، متلبس به سرقت و زنا نيست . اگر چنين كسى پس از انقضاء مبدأ حقيقة سارق و زانى نباشد ، حاكم شرع نمىتواند حكم الهى را در مورد چنين كسى جارى كند ، مگر اينكه در هنگام اجراى حكم حقيقة متلبس به مبدأ باشد و اطلاق سارق و يا زانى بر او به نحو حقيقت باشد . پس : مشتق وقتى محكوم عليه واقع شود ، در اعمّ از متلبس وضع شده است . * مراد از « و ذلك حيث ظهر انّه لا ينافى ارادة خصوص حال التلبس ، دلالتها . . . » چيست ؟