تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

تشريح المسائل

* مقدمة بفرماييد اصل مطلب در مقدمهء سوم چه بود ؟ اين بود كه افعال و مصادر از مشتق اصولى خارج‌اند ، لكن به دنبال اين مطلب يك بحث استطرادى در رابطهء با معناى فعل و اسم انجام گرفت كه آيا فعل دلالت بر زمان دارد يا نه ؟ كه مبسوطا بحث شد . * مسألهء مورد بحث در اين متن چيست ؟ يك بحث استطرادى ديگرى در رابطهء با فرق معناى حرف با معناى اسم و فعل است . * چه نظرياتى در رابطهء با معناى حروف وجود دارد ؟ سه نظريه در اين رابطه مطرح است : 1 - نظريهء مشهور ، 2 - نظريهء تفتازانى ، 3 - نظريهء مرحوم آخوند . * مشهور چه فرموده‌اند ؟ فرموده‌اند كه : وضع حروف عام لكن موضوع له آن‌ها خاصّ است . يعنى : واضع در هنگام وضع يك معناى كلى را لحاظ كرده است و لكن لفظ را براى خود آن معناى كلى وضع نكرده است بلكه براى مصاديق و جزئيات آن كلى وضع كرده است . فى المثل : اول مفهوم كلى ( ابتدائيّت ) را تصوّر كرده و سپس لفظ ( من ) را براى افراد و مصاديق آن يعنى : ابتداهاى جزئى جعل نموده است . * نظر تفتازانى چيست ؟ مىگويد : هم وضع حروف عام است هم موضع له آنها و لكن مستعمل فيه حروف خاصّ است . * يعنى چه ؟ يعنى : واضع در هنگام وضع يك معناى عام و كلى مثل : ( ابتدائيت و يا ظرفيت و يا انتهاء . . . ) را در نظر مىگيرد ، سپس لفظ را براى همان معناى كلى وضع مىكند . اما : مستعملين هنگام استعمال چنين الفاظى ( مثل : من ) را در مصاديق و جزئياتى از قبيل : ابتداء سير از اصفهان و يا ابتدا حركت از تهران و يا ابتداء فلان موضوع از فلان صفحه و . . . به كار مىبرند . * نظر مرحوم آخوند در اين مسئله چيست ؟ اينست كه : وضع حروف عام ، موضوع له آن‌ها هم عام ، مستعمل‌فيه‌شان نيز عام است .