تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد اصل مطلب در مقدمهء سوم چه بود ؟
اين بود كه افعال و مصادر از مشتق اصولى خارجاند ، لكن به دنبال اين مطلب يك بحث استطرادى در رابطهء با معناى فعل و اسم انجام گرفت كه آيا فعل دلالت بر زمان دارد يا نه ؟ كه مبسوطا بحث شد .
* مسألهء مورد بحث در اين متن چيست ؟
يك بحث استطرادى ديگرى در رابطهء با فرق معناى حرف با معناى اسم و فعل است .
* چه نظرياتى در رابطهء با معناى حروف وجود دارد ؟
سه نظريه در اين رابطه مطرح است :
1 - نظريهء مشهور ، 2 - نظريهء تفتازانى ، 3 - نظريهء مرحوم آخوند .
* مشهور چه فرمودهاند ؟
فرمودهاند كه : وضع حروف عام لكن موضوع له آنها خاصّ است .
يعنى : واضع در هنگام وضع يك معناى كلى را لحاظ كرده است و لكن لفظ را براى خود آن معناى كلى وضع نكرده است بلكه براى مصاديق و جزئيات آن كلى وضع كرده است .
فى المثل : اول مفهوم كلى ( ابتدائيّت ) را تصوّر كرده و سپس لفظ ( من ) را براى افراد و مصاديق آن يعنى : ابتداهاى جزئى جعل نموده است .
* نظر تفتازانى چيست ؟
مىگويد : هم وضع حروف عام است هم موضع له آنها و لكن مستعمل فيه حروف خاصّ است .
* يعنى چه ؟
يعنى : واضع در هنگام وضع يك معناى عام و كلى مثل : ( ابتدائيت و يا ظرفيت و يا انتهاء . . . ) را در نظر مىگيرد ، سپس لفظ را براى همان معناى كلى وضع مىكند .
اما : مستعملين هنگام استعمال چنين الفاظى ( مثل : من ) را در مصاديق و جزئياتى از قبيل :
ابتداء سير از اصفهان و يا ابتدا حركت از تهران و يا ابتداء فلان موضوع از فلان صفحه و . . . به كار مىبرند .
* نظر مرحوم آخوند در اين مسئله چيست ؟
اينست كه : وضع حروف عام ، موضوع له آنها هم عام ، مستعملفيهشان نيز عام است .