تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
اگر غلط مىبود اهل محاوره چنين استعمالى نداشتند . اگر مجاز مىبود ، محتاج به رعايت علاقه بود و حال آنكه عرف ميان استعمالات مذكور تفاوتى قائل نشده و به دنبال علاقه و يا قرينه نمىگردد . بنابراين : اگر زمان را در موضوع له فعل اخذ كنيم در ماضى و مستقبل اضافى با مشكل روبرو مىشويم . پس : حق اينست كه زمان جزء معنا نبوده و از خصوصيت تحقق و ترقب بوجود مىآيد . به عبارت ديگر از تحقق و ترقب معلوم مىشود كه هريك فرد حقيقى و يا اضافى دارند . چگونه ؟ - عند الاطلاق به حقيقى حمل مىشود ، مثل : ضرب محمّد و يضرب حميد . - عند التقييد به ( قبله ) و ( بعده ) كه در امثلهء ماضى و مستقبل اضافى آورديم ، بر اضافى حمل مىشود . آيا مطالب اخير و حمل مذكور از باب مجازيّت است ؟ خير ، از باب تعدّد دال و مدلول است . * * *