تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
و لذا در موضوع له فعل مضارع ، زمان حال و يا استقبال ، اخذ نشده است . * تنظير مسئله چيست ؟ اينست كه : وقتى در جملهء اسميّه ( زيد ضارب ) گفته مىشود مشترك بين سه زمان مقصودشان اينست كه : اين جمله واجد خصوصيتى است كه با هريك از سه زمان قابل تطبيق است ، چه آنكه عدم دلالت جملهء اسميّه بر زمان امر قطعى و مسلّم است . * چرا مطلب مذكور را به صورت مؤيّد آورده و نه به صورت دليل ؟ زيرا : اولا : اشتراك معنوى مشهور ميان نحويين است و شهرت حجت نمىباشد . ثانيا : اقوال ديگرى وجود دارد كه بر مبناى آن‌ها زمان منافاتى با آن‌ها ندارد ، و اين يك قول از اين اقوال است كه مطلبى قطعى نمىباشد . * مقدمة بفرماييد هريك از دو فعل ماضى و مضارع داراى چند شعبه‌اند ؟ دو شعبه : 1 - حقيقى ، 2 - اضافى . * ماضى حقيقى چيست ؟ آنست كه : حقيقة ماضى و نسبت به زمان تكلّم گذشته باشد ، مثل : كتب حميد درسه . * ماضى اضافى چيست ؟ اينست كه : فعل حقيقة ماضى و گذشته نيست بلكه مستقبل و آينده است . لكن نسبت به امر ديگرى كه مورد قياس واقع مىشود ماضى است . فى المثل : شما مىگوييد محمد يسافر بعد عام لكن اوصى بماله قبله . در اينجا و در هنگام اخبار و اسناد ، نه سفرى در كار است و نه وصيتى ، بلكه يك سال و يا دو سال ديگر اين سفر محقق مىشود ، لكن از آنجا كه وصيت محمّد در آينده ولى قبل از مسافرت صورت مىپذيرد ، به اين اعتبار با كلمهء اوصى تعبير مىشود . پس : ماضى و گذشته بودن وصيت نسبت به سفر است و نه نسبت به زمان نطق . * مستقبل حقيقى چيست ؟ اينست كه : حقيقتا آينده باشد ، يعنى هنوز نيامده و در هنگام تكلم خبرى از آن نمىباشد . فى المثل : شما اكنون مىگوييد : محمّد سيسافر غدا . * مستقبل اضافى چيست ؟ اينست كه : حقيقتا آينده نمىباشد ، بلكه گذشته است و قبل از زمان نطق و تكلم گذشته و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 389 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى