ذواتى هستند كه اجزايشان وجودا مجتمع نيستند ، بلكه تا جزء قبلى معدم نشود ، جزء بعدى نمىآيد ، مثل : زمان و حركت و . . . داراى يك فردند .
نكته : اينگونه ذوات داراى يك فرداند كه تلبّسى است ، پس فرد انقضائى ندارند .
* اين قسم از ذوات داخل در محل نزاع هستند يا نه ؟
1 - مشهور و آخوند ، اين قسم را نيز داخل در محل نزاع مىدانند كه سخن از آن خواهد آمد .
2 - صاحب فصول هم كه نزاع را مخصوص اسم فاعل و مانند آن دانست و مشتقاتى از قبيل اسم زمان و مكان و . . . را از محل بحث بيرون دانست .
چرا كه در اينگونه موارد اعمى شده مىگويد : اسم زمان حقيقت است در اعم از ما انقضى عنه التلبس ، مثل : هذا اليوم مقتل الحسين .
3 - برخى ديگر نيز همچون صاحب فصول ، اسم زمان را ، از نزاع در مشتق اصولى خارج مىدانند ، لكن در مورد اسم زمان اخصّى شده مىگويند :
اسم زمان براى دلالت بر خصوص آن ذاتى وضع شده كه متلبّس به مبدأ و لكن در ذاتى كه تلبّس از آن منقضى شده مجاز است .
* بطور مختصر بفرماييد اوصاف و عناوين مفارقه چه هستند ؟
امورى هستند كه بر ذات حمل مىشوند لكن نه در محدودهء ذات و ذاتياتاند و نه از لوازم ذات ، بلكه عرض مفارقاند . مثل : ضرب ، سفر ، كتابت ، علم و . . . .
بنابراين : ذات و موصوف گاهى واجد اين صفات هست ، گاهى نه . فى المثل :
شما به عنوان يك ذات ، ديروز ضارب بوديد ، امروز نيستيد ، هفتهء قبل مسافر بوديد ، امروز نيستيد .
بنابراين ، اين صفات و محمولات ، بود و نبودشان در بود و نبود شما تأثيرى ندارد .
* به چه امورى لوازم ذات گفته مىشود ؟
امورى كه بيرون از ذاتاند ، لكن غير قابل انفكاك از آن ، مثل امكان ذاتى براى ممكنات ، زوجيّت براى اربعه ، فرديت براى سه .
* چرا به اين لوازم ، ذاتى باب برهان گفته مىشود ؟
چون از صميم ذات و بلاضمّ ضميمهاى از آن انتزاع مىشوند .
* كدام يك از محمولات سهگانهء فوق در ما نحن فيه مورد بحثاند ؟
دستهء اول يعنى : مفارقات مورد بحث ما هستند ، چرا كه با زوال وصف ؛ خود ذات باقى است و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٧٠