تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
ذواتى هستند كه اجزايشان وجودا مجتمع نيستند ، بلكه تا جزء قبلى معدم نشود ، جزء بعدى نمىآيد ، مثل : زمان و حركت و . . . داراى يك فردند . نكته : اين‌گونه ذوات داراى يك فرداند كه تلبّسى است ، پس فرد انقضائى ندارند . * اين قسم از ذوات داخل در محل نزاع هستند يا نه ؟ 1 - مشهور و آخوند ، اين قسم را نيز داخل در محل نزاع مىدانند كه سخن از آن خواهد آمد . 2 - صاحب فصول هم كه نزاع را مخصوص اسم فاعل و مانند آن دانست و مشتقاتى از قبيل اسم زمان و مكان و . . . را از محل بحث بيرون دانست . چرا كه در اين‌گونه موارد اعمى شده مىگويد : اسم زمان حقيقت است در اعم از ما انقضى عنه التلبس ، مثل : هذا اليوم مقتل الحسين . 3 - برخى ديگر نيز همچون صاحب فصول ، اسم زمان را ، از نزاع در مشتق اصولى خارج مىدانند ، لكن در مورد اسم زمان اخصّى شده مىگويند : اسم زمان براى دلالت بر خصوص آن ذاتى وضع شده كه متلبّس به مبدأ و لكن در ذاتى كه تلبّس از آن منقضى شده مجاز است . * بطور مختصر بفرماييد اوصاف و عناوين مفارقه چه هستند ؟ امورى هستند كه بر ذات حمل مىشوند لكن نه در محدودهء ذات و ذاتيات‌اند و نه از لوازم ذات ، بلكه عرض مفارق‌اند . مثل : ضرب ، سفر ، كتابت ، علم و . . . . بنابراين : ذات و موصوف گاهى واجد اين صفات هست ، گاهى نه . فى المثل : شما به عنوان يك ذات ، ديروز ضارب بوديد ، امروز نيستيد ، هفتهء قبل مسافر بوديد ، امروز نيستيد . بنابراين ، اين صفات و محمولات ، بود و نبودشان در بود و نبود شما تأثيرى ندارد . * به چه امورى لوازم ذات گفته مىشود ؟ امورى كه بيرون از ذات‌اند ، لكن غير قابل انفكاك از آن ، مثل امكان ذاتى براى ممكنات ، زوجيّت براى اربعه ، فرديت براى سه . * چرا به اين لوازم ، ذاتى باب برهان گفته مىشود ؟ چون از صميم ذات و بلاضمّ ضميمه‌اى از آن انتزاع مىشوند . * كدام يك از محمولات سه‌گانهء فوق در ما نحن فيه مورد بحث‌اند ؟ دستهء اول يعنى : مفارقات مورد بحث ما هستند ، چرا كه با زوال وصف ؛ خود ذات باقى است و