تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مقابل عام ، و الّا ( اگر انحصار فرد ، موجب وضع مزبور بود ) اختلاف واقع نمىشد در موضوع له لفظ جلاله ( الله ) كه ( آيا الله براى ذات اقدس واجب الوجود است تا علم باشد و يا براى مفهوم واجب وضع شده تا اسم جنس به حساب آيد ) در صورتى كه ( واجب الوجود موضوع براى مفهوم عامى است ) كه فرد اين واجب منحصر در ذات اقدس الهى است . * * *

تشريح المسائل

* حاصل سخن جناب آخوند در مباحث قبلى پيرامون مدّعاى صاحب فصول چه بود فرمودهء صاحب فصول را نقل نموده در تضعيف آن تلاش نمودند . سپس در اثبات مدّعاى خود دليل آورد كه نزاع ميان حضرات منحصر در خصوص اسم فاعل و اشباه آن مثل صفت مشبّهه نمىباشد ، بلكه تمام مشتقاتى كه جرى بر ذات پيدا مىكنند ( به نحوى كه در ابتداى امر اول توضيح داده شد ) ، به ضميمهء برخى از جوامد ، داخل در محل نزاع‌اند . در پايان امر اول نيز يك ضابطه‌اى براى مشتق اصولى مشخص نمود . * مقدمة بفرماييد ذوات و موصوفات بطور كلى بر چند دسته‌اند ؟ بر دو دسته‌اند . 1 - ذواتى كه امور قارّه و ثابته‌اند . 2 - ذواتى كه از امور تدريجيّه‌اند . * ذوات ثابته چگونه ذواتى هستند ؟ ذواتى هستند كه تمام اجزايشان وجودا مجتمع‌اند و داراى دو فرد مىباشند : فرد تلبسى ، فرد انقضائى . 1 - فرد تلبّسى فردى است كه از ذات كه متلبس بر مبدأ است و وصف عنوانى براى او ثابت است . 2 - فرد انقضائى ، فردى از ذات است كه تلبّس و اتّصاف به مبدأ از آن منقضى شده باشد ، نه متلبس به مبدأ است و نه متّصف به وصف عنوانى . در اينجا : ذات ، ( مثل : زيد ) ، چه در هنگام اتّصاف و چه پس از زوال وصف همان ذات است . اين‌گونه موارد قطعا در نزاع اصوليين در باب مشتق كه آيا حقيقت در اعم است يا در خصوص ما تلبّس بالمبدا فى الحال ، داخل است . * ذوات تدريجيّه چگونه ذواتى هستند ؟