فى المثل : بياض عرض است و ابيض عرضى ، چنان كه مرحوم سبزوارى مىفرمايد : « 1 »
و عرضىّ الشّىء غير العرض * ذا كالبياض ذاك مثل الابيض
* در اصطلاح مرحوم آخوند به چه امورى عرض و عرضى گفته مىشود ؟
1 - به مبادى متأصل يعنى : صفاتى كه در خارج اصيلاند و مصداق خارجى دارند و به مقولات نهگانه عرضى از قبيل : كم و كيف و اين و متى و . . . عرض گفته مىشود .
2 - به مبادى اعتبارى و انتزاعى كه در خارج فاقد مصداق بوده ، مابازاء خارجى ندارند گفته مىشود . البته :
1 - امر انتزاعى منشا انتزاعش در خارج موجود است ، مثل : فوقيّت و تحتيّت .
2 - امر اعتبارى هم تنها در عالم عقل و اعتبار موجود است ، مثل : مالكيت و زوجيت .
* وجوب و تحريم چگونه اعتباراتى هستند ؟
از اعتبارات شرعى هستند .
* قبل از اين جناب آخوند چه اصطلاحاتى را بر خلاف مشهور به كار بردند ؟
يكى در تعريف عرض ذاتى بود ، يكى هم از معناى حرفى كه جزئى ذهنى بود تعبير به كلى عقلى فرمود .
* حاصل مطلب در اين مباحث چيست ؟
اينست كه : مشتق اصولى از جهتى از مشتق نحوى اوسع شد ، به نحوى كه نسبت ميان آن دو از نسب اربع ، عموم و خصوص من وجه است .
* مادهء اجتماع و افتراق اين دو چيست ؟
مادهء اجتماع و تصادق آنها : اسمهاى فاعل ، مفعول ، زمان ، مكان و صيغهء مبالغه و . . . است .
مادهء افتراق آنها هم كه از ناحيهء مشتق اصولى است ، جوامدى مثل : زوج ، زوجه ، رقّ و . . .
مىباشد كه جرى و حمل بر ذات دارند .
* پس مراد از « فان ابيت الّا عن اختصاص النّزاع المعروف بالمشتق ، كما . . . » چيست ؟
نقل يك شاهد و يا فرع فقهى است از كتاب ايضاح فخر المحققين در اينكه برخى از جوامد نيز در دايرهء بحث مشتق قرار دارند و لذا مىفرمايند :
اگر سخن ما را نپذيرفته و اصرار كنيد بر اينكه : مشتق در اصطلاح تنها به مشتق نحوى
هامش
( 1 ) . شرح منظومهء سبزوارى ، ص 29 .