تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
تفسيرى و هر دو در اينجا به يك معناست . * مراد از « مقام الذّات و الذّاتيات » چيست ؟ در اصطلاح خارج محمول و خارج بالضميمه مىباشد . * مراد از صفات خارج محمول چيست ؟ صفاتى است كه از حقيقت ذات انتزاع و خارج نموده و دوباره برآن حمل مىكنند . مثل : وجود و امكان همچنين انسان و حيوان ناطق . * مراد از « انّه لا يبعد ان يراد بالمشتق فى محلّ النزاع ، مطلق ما كان مفهومه . . . » چيست ؟ امكان توسعه در دايرهء مشتق است تا آنجا كه محل نزاع ، شامل برخى از عناوين و اوصافى شود كه از ديدگاه نحوى جامدند ، و از ديدگاه اصولى از مشتقات به حساب مىآيند و آن به اينست كه : در تفسير مشتق بگوييم : مشتق آنست كه : معنا و مفهومش بر ذات جارى شده و به ملاحظهء اتصافش به عرض و يا امر عرضى از ذات انتزاع شود ، اعم از اينكه در اصطلاح اهل ادب مشتق بوده باشد و يا جامد . اين‌ها جوامدى هستند كه وصف عنوانى بوده ، از ذات انتزاع شده و بر ذات حمل مىشوند و ويژگى مشتق اصولى يعنى جرى بر ذات و اتحاد با ذات را دارند . به عبارت ديگر : در ذات اين‌ها نيز خصوصيتى وجود دارد كه به لحاظ آن خصوصيت ، اين عناوين از آن ذات انتزاع و ذات متّصف به اين‌ها مىشود ، چه اين امور از اعراض باشند و يا از عرضيّات . * با توجه به بيان فوق ، در شأن كلمهء ( زوج ) چگونه طرح نزاع مىشود ؟ مىگوييم : آيا اين كلمه در خصوص ذاتى كه متلبّس به وصف همسرى است حقيقت است و به عبارت ديگر اين كلمه زوج به مرد زن‌دار اطلاق مىشود و يا به كسى هم كه قبلا داراى همسر بوده و اكنون از همسرش جدا شده حقيقتا اطلاق مىشود ؟ بنابراين برخى از جوامد مثل : زوج ، زوجه ، حرّ ، رقّ و امثال اين‌ها كه هيچ‌گونه اشتقاقى هم ندارند داخل در محل نزاع‌اند . * عرض و عرضى در اصطلاح معروف عند الحكماء به چه امورى اطلاق مىشود ؟ عرض به مبدأ اشتقاق و يا مشتق منه گفته مىشود و عرضى به خود مشتق .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 361 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى