اطلاق مىشود و اطلاق آن بر برخى جوامد ممنوع است به شما مىگوييم :
سزاوار است كه نزاع مورد نظر در كلمات مورد نظر نيز جريان داشته باشد ، و اين ادّعا صرف تصوّر و اينكه امكان ثبوتى دارد نيست ، بلكه وقوع هم پيدا كرده است و شاهد ما بر اين مدّعى ، فرمودهء فخر المحققين در ايضاح الفوائد است كه شرح بر قواعد مرحوم علامه مىباشد .
* رأى فخر المحققين در مسئله مذكور چيست ؟
اينست كه : 1 - شخصى داراى دو زوجهء كبيره و يك زوجهء صغيره شيرخوار است كه او را با اذن ولى و مصلحت طفل به ازدواج خويش درآورده است .
2 - زوجهء صغيره را در اختيار دو زوجهء كبيرهاش قرار داده تا از آنها ارتضاع كند .
3 - كبيرتين با شرايطى كه در باب رضاع معتبر است اين صغيره را شير دادهاند .
يعنى :
هريك از دو كبيره به ترتيب اين صغيره را شير دادهاند آنهم به مقدارى كه نشر حرمت به سبب آن محقق گردد .
به عبارت ديگر : شير خوردن اين صغيره از كبيرتين ، متعاقبا صورت گرفته بدين معنا كه فرضا يك شبانهروز از كبيره اول شير خورده ، سپس يك شبانهروز از كبيرهء دوم تا اينكه مخلوط نشود .
البته مطلب اخير ربطى به بحث مشتق ندارد .
اما حكم مسئله :
در اينجا به مجرد شير خوردن صغيره از اولين كبيره ، بر شوهرش حرام مىشود . چنان كه مرضعه يعنى كبيرهء اول نيز بر وى حرام مىشود .
* جهت حرمت صغيره به شوهرش در اينجا چيست ؟
اينست كه : بنت الزوجه مىشود و دختر رضاعى مرد ، دختر رضاعى هم كه بر مرد حرام است .
* جهت حرمت كبيرهء اول چيست ؟
اينست كه : او امّ الزوجة المعقودة شده ، عنوان امّ الزوجه ( مادر زن ) نيز از عناوين محرّمه است ، چرا كه در سورهء نساء مىفرمايد :
وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ .
يعنى :
اين مرد براى يك لحظه هم كه دختر رضاعى كبيرهء اول را به عقد خود درآورد كبيره بر او حرام ابدى است و حق ندارد با او ازدواج كند و لو بعد از طلاق زوجهاش .
به عبارت ديگر :