3 - در حرف و صناعات نيز تا هنگامى كه حرفه و صنعت باشد ، اطلاق نجار به فرد حقيقى است و لو بالفعل مشغول نبوده و در حال استراحت باشد .
4 - در ملكات نيز تا زمانى كه ملكهء اجتهاد و عدالت باشد او را مجتهد گويند چه بالفعل مسئله و فرعى را استنباط كرده باشد يا نه .
حاصل اينكه :
در تمامى موارد مذكور كه صاحب فصول معانى آنها را ثابت و مورد اتفاق دانسته و غير قابل بحث مىدانست و آنها را از محل بحث خارج نمود ، بحث پيش مىآيد ، لكن اتصافها از حيث كوتاه بودن و يا طولانى بودن زمان متفاوتاند .
در نتيجه : حق اينست كه تمام مشتقات مذكور در محلّ نزاع داخلاند .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 357
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٥٧