تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
اولين پاسخ جناب آخوند به صاحب فصول ( ره ) است در توهم فوق مبنى بر اينكه : معانى پنجگانه‌اى كه براى صفات مذكور ذكر شده معانى قطعى و مسلمى است كه مورد اتفاق همه اهل فن است و لذا نمىتوان اين صفات را در محل نزاع داخل كرد و حال آنكه اين توهمى بيش نيست و آن‌طور كه ايشان خيال نموده است نمىباشد چرا كه ديگران چنين تفسيرى را كه ايشان كرده ندارند . و به عبارت ديگر : به فرض كه ما بپذيريم كه معانى مذكور براى صفات خمسه از نظر اهل عرف ثابت و مورد اتفاق باشد ، لكن صرف وضوح معنا و مبيّن بودن آن سبب نمىشود كه عند العلماء و ارباب اصول محلّ اختلاف نباشد . زيرا : چه‌بسا معانى و مفاهيمى وجود دارد كه از نظر اهل عرف و گفتگو روشن است ، لكن مع‌ذلك حضرات اهل علم در آن با يكديگر اختلاف دارند . * مقدمة بفرماييد چه امرى موجب اختلاف كيفيت تلبّسات مشتقات مىشود ؟ تفاوت مبادى از نظر فعليت و شأنيت صناعت و ملكه ، چرا كه مشتقات در انحاء تلبسات باهم مختلف‌اند ، چونكه مبادى آن‌ها گوناگون است . * مبادى مختلف مشتقات را مشخص كرده مختصر بيان كنيد ؟ 1 - برخى از مبادى ، از فعليات‌اند ، مثل : قيام ، اكل ، ضرب كه زدن بالفعل است . 2 - برخى از مبادى از شأنيات‌اند ، مثل : مقراض ، منشار و مثمر ثمر بودن ، فى المثل : وقتى گفته مىشود فلان درخت ، مثمر است معنايش اين نيست كه الآن و بالفعل در آن ميوه موجود هست ، بلكه مفهومش اينست كه : شأنيت و استعداد ميوه دادن را دارد . بنابراين : در مبدأ اثمار فعلى اخذ نگرديده بلكه شأنيت اثمار مطرح است . در نتيجه : اگر در اين مورد بخواهيم متلبّس و منقضى را تصوّر كنيم ، اين‌گونه نيست كه به صرف فرا رسيدن زمستان و ريزش برگ‌هاى آن درخت بگوييم ، انقضى عنه المبدا . بله ، تا روزگارى كه چنين درختى شأنيت ميوه دادن دارد متلبس به اثمار است ، لكن زمانى كه خشك شده و شأنيت ميوه دادن را از دست داد آن‌وقت مىگوييم : انقضى عنه المبدا . حال اين خود نياز به بررسى دارد كه آيا عنوان ( مثمر ) در مورد اين درخت به صورت حقيقت استعمال مىشود يا مجاز ؟ 3 - برخى از مبادى حرفه و صنعت دارند ، مثلا : نجار و يا بقال و يا . . . .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 355 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى