تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
* دليل صاحب فصول در خروج اسم مفعول از محل نزاع چيست ؟ اينست كه : برخى از اين اسماء بر اعمّ از متلبّس و منقضى اطلاق مىشوند ، چنان كه گفته مىشود : هذا مقتول زيد و يا هذا مصنوع زيد و يا هذا مكتوب زيد و حال آنكه ممكن است مشار اليه ( هذا ) در اين سه مثال متلبس به مبادى سه‌گانهء قتل ، صنع و كتابت نباشند . در مقابل ، گاهى اسم مفعول را در خصوص متلبس استعمال مىكنند چرا كه حقيقت در اعم نيست ، مثل : هذا مملوك زيد و يا هذا مقدور زيد و هكذا . . . . بلاشك اطلاق مملوك و يا مقدور و . . . زمانى صحيح است كه ذات متلبس به ملكيت و يا مقدوريت و . . . باشد ، و الّا استعمال مجازى و احيانا باطل است . فى المثل : اگر شما ديروز موتور خود را فروخته باشيد ، آن موتور امروز براى شما عنوان مملوكيّت نخواهد داشت . اگر اسم مفعول ، حقيقت در اعم باشد ، مىبايد عنوان مملوكيت ، براى هميشه نسبت به شما حقيقت داشته باشد و حال اين‌چنين نيست . حال : از آنجا كه يك ضابطه و قاعدهء كلى كه بتوان اسم مفعول را بوسيلهء آن در محل نزاع داخل نمود وجود دارد ، آن را به عرف ارجاع داده و از محل اختلاف خارج مىكنيم . * دليل صاحب فصول بر خروج اسم زمان از محل اختلاف چيست ؟ اينست كه : اسم زمان براى اعم از متلبّس و منقضى وضع شده است ، كما اينكه اسم مكان نيز چنين است . فى المثل اكنون هم پس از هزار و اندى سال وقتى عاشورا مىرسد مىگوييم : عاشورا مقتل الحسين . * دليل ايشان بر خروج اسم آلت از محل خلاف و نزاع چيست ؟ اينست كه : اسم آلت براى ذاتى وضع شده است كه آماده براى آليت مىباشد اعم از اينكه مبدأ در آن حاصل شده باشد و يا نه ؟ فى المثل مىگوييم فلان بنّاء چه اكنون اشتغال به بنايى داشته باشد و چه نه . * دليل ايشان بر خروج صيغهء مبالغه از محل نزاع چيست ؟ اينست كه : صيغهء مبالغه براى ذاتى وضع شده كه اتّصافش به مبدأ از نظر عرف بسيار است . فى المثل : هنگامى كه فردى اتّصاف بسيار به نجّارى و يا بقّالى داشته باشد به او بقّال و يا نجّار اطلاق مىشود ، خواه بالفعل مشغول به آن عمل باشد و يا نباشد . * مراد از « و لعلّ منشأه توهم كون ما ذكره لكلّ منها من المعنى . . . » چيست ؟