حكمت الهى سازگار نيست .
زيرا خداى تعالى اجمالىگويى نمىكند بلكه هميشه مراد و مقصودش را مشخص و معين مىكند و به عبارت ديگر :
1 - اشتراك بدون قرينه موجب اجمال گرديده و مقصود را نمىفهماند .
2 - اخلال به كلام قبيح است .
3 - قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود .
پس : اشتراك لفظى در قرآن نمىآورد .
* حاصل پاسخ جناب آخوند ( ره ) به تفصيل مزبور چيست ؟
اينست كه :
1 - اگر مشترك لفظى را همراه با قرينهء حاليه استعمال كنيم ديگر لفظ اضافهاى وجود ندارد كه سبب تطويل باشد .
گاهى هم مشترك لفظى را همراه با قرينهء لفظيّهاى به كار مىبريم كه آن قرينه خود مفهم دو مطلب است :
يكى قرينهء بر اشتراك لفظى مىشود .
يكى اينكه مفهم غرض ديگرى است ، كه اگر چنين لفظى قرينه هم واقع نمىشد بخاطر تفهيم آن غرض ديگر آورده مىشد .
كقوله تعالى : (
عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ
) . و قوله : (
فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً
) .
كه مراد از عين ، به قرينهء ( يشرب ) و ( انفجرت ) ، عين جاريه است . در صورتى كه اين دو براى داعى ديگرى آورده مىشوند .
2 - اما اينكه گفتيد : استعمال مشترك لفظى بدون قرينه ، سبب اجمالگويى مىشود و با مقام حكمت سازگار نيست ، سخن درستى نمىباشد چرا كه خداى تعالى در كتاب كريمش فرموده است :
( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . . . )
آل عمران / 7 .
اگر اجمالگويى با كلام خداوند تناسب نمىداشت خداى حكيم خود متشابهات را در قرآن نمىآورد ، و حال آنكه آورده و استعمال مشترك لفظى آنهم بدون قرينه خود يكى از مصاديق متشابهات است .
پس : روشن مىشود كه گاهى غرض متكلم به اجمالگويى تعلّق مىگيرد ، لذا منعى براى وجود مشترك لفظى در قرآن وجود ندارد .