تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
حكمت الهى سازگار نيست . زيرا خداى تعالى اجمالىگويى نمىكند بلكه هميشه مراد و مقصودش را مشخص و معين مىكند و به عبارت ديگر : 1 - اشتراك بدون قرينه موجب اجمال گرديده و مقصود را نمىفهماند . 2 - اخلال به كلام قبيح است . 3 - قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود . پس : اشتراك لفظى در قرآن نمىآورد . * حاصل پاسخ جناب آخوند ( ره ) به تفصيل مزبور چيست ؟ اينست كه : 1 - اگر مشترك لفظى را همراه با قرينهء حاليه استعمال كنيم ديگر لفظ اضافه‌اى وجود ندارد كه سبب تطويل باشد . گاهى هم مشترك لفظى را همراه با قرينهء لفظيّه‌اى به كار مىبريم كه آن قرينه خود مفهم دو مطلب است : يكى قرينهء بر اشتراك لفظى مىشود . يكى اينكه مفهم غرض ديگرى است ، كه اگر چنين لفظى قرينه هم واقع نمىشد بخاطر تفهيم آن غرض ديگر آورده مىشد . كقوله تعالى : (
عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ
) . و قوله : (
فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً
) . كه مراد از عين ، به قرينهء ( يشرب ) و ( انفجرت ) ، عين جاريه است . در صورتى كه اين دو براى داعى ديگرى آورده مىشوند . 2 - اما اينكه گفتيد : استعمال مشترك لفظى بدون قرينه ، سبب اجمال‌گويى مىشود و با مقام حكمت سازگار نيست ، سخن درستى نمىباشد چرا كه خداى تعالى در كتاب كريمش فرموده است :
( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ . . . )
آل عمران / 7 . اگر اجمال‌گويى با كلام خداوند تناسب نمىداشت خداى حكيم خود متشابهات را در قرآن نمىآورد ، و حال آنكه آورده و استعمال مشترك لفظى آن‌هم بدون قرينه خود يكى از مصاديق متشابهات است . پس : روشن مىشود كه گاهى غرض متكلم به اجمال‌گويى تعلّق مىگيرد ، لذا منعى براى وجود مشترك لفظى در قرآن وجود ندارد .