احترام به زيد دخالت دارد يا نه ؟
حال : در اينجا ما در مصداق شك داريم و در مصداق مشتبه خود صدق الاسم مشكوك است يعنى كه نمىدانيم زيد عادل است يا نه ؟
در چنين موردى نمىتوان گفت : چون ( احترم العالم ) مطلق است پس اين فرد مشكوك را نيز شامل مىشود .
بله ، ( احترم العالم ) مطلق است و لكن شامل افراد عالم مىشود و نه فرد مشكوك .
* حاصل و نتيجه بحث چيست ؟
اينست كه : تمسّك به عام و يا مطلق ، در شبههء مصداقيه خود دليل عام و مطلق جايز نمىباشد .
* اصل ثمره در مقدمهء پنجم در كجا ظاهر مىشود ؟
ميان صحيح و اعم در موارد :
1 - شك در جزئيت چيزى براى مأمور به ، مثل : سوره در نماز .
2 - و يا شك در شرطيت چيزى براى مأمور به ، مثل : اباحهء مكان در نماز .
فى المثل :
مولى فرموده : اقيموا الصلاة و نفرموده : اقيموا الصلاة مع السورة .
حال ما شك مىكنيم كه آيا سوره در نماز دخيل است يا نه ؟
در اينجا :
1 - اگر صحيحى بوده و قائل باشيم كه الفاظ عبادات براى خصوص صحيحه وضع شدهاند ، در موارد شك و نسبت به جزء مشكوك نمىتوانيم به اطلاق خطاب تمسّك كنيم .
در نتيجه نمىتوانيم بگوييم : مولى فرموده اقيموا الصلاة و نفرموده اقيموا الصلاة مع السّورة .
پس : سوره جزء نماز نيست . خير ، چنين حرفى نمىتوان زد ، چرا ؟
زيرا : بر مبناى صحيحى اگر در جزئى و يا شرطى شك كنيم ، مرجع شك ما به اينست كه :
آيا عنوان صلاتى بر عمل فاقد آن شىء مشكوك صادق است يا نه ؟
حال :
با شك در اصل اطلاق عنوان و اينكه اين عمل مصداق ماهيت صلاة مىباشد و يا مصداق ماهيت ديگرى است ؟ نمىتوانيم به اطلاق خطاب تمسّك نمود چرا كه بايد عنوان محرز شود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٣٩