تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
* ثمرهء اين مسئله مهم اصولى يعنى نزاع ميان صحيح و اعمى چيست ؟ اينست كه : خطابات شرعى كه موضوعشان صلاة ، صوم ، حج و امثال آن است از نظر صحيح و اعمى در اجمال و تبيين متفاوت‌اند : 1 - بنا بر قول صحيحىها مجمل هستند . 2 - بنا بر قول اعميها مبيّن مىباشند . لذا : اگر مكلف در موردى نسبت به جزء بودن يا شرطيّت شىء براى نماز شك نمايد : - بنا بر قول صحيحىها به لحاظ مجمل بودن خطاب نمىتواند به اطلاق آن تمسّك كند . - و بنا بر قول اعمىها كه خطاب را مبيّن مىدانند مىتواند به اطلاق آن تمسّك نمايد . * قبل از توضيح و تبيين پاسخ فوق مقدمة بفرماييد هريك از مطلق و عام از نظر اجمال و تبيين در چه وضعيتى هستند ؟ براى هريك از ( اطلاق ) مثل : احترم العالم و ( عام ) ، مثل : احترم كلّ عالم سه محتمل است : 1 - يا مصداقا و مفهوما مبيّن بوده و ظهور اطلاق و عموم مشخص است كه در اينجا بايد به ظاهر عمل شود و در آن بحثى نيست . 2 - و يا از نظر معنا و مفهوم مجمل بوده ، ابهام دارند ، فى المثل : نمىدانيم عالم يعنى چه ؟ در اينجا : نمىتوان به اصالة الاطلاق و يا اصالة العموم تمسّك نمود . 3 - يا اينكه مصداقا اجمال دارند اگرچه مفهوما براى ما روشن و مبيّن هستند . به عبارت ديگر : معنا و مفهوم عالم را مىدانيم و لكن در مصداق خارجى آن ترديد داريم . به عبارت ديگر : نمىدانيم زيد از افراد و مصاديق عالم هست تا واجب الاحترام باشد يا نه ؟ در اينجا : 1 - شبههء ما مصداقيّه است منتهى در خود دليل مطلق و يا عام . 2 - تمسّك به مطلق و يا عام در شبههء مصداقيه جايز نمىباشد . * چرا ؟ زيرا تمسّك به مطلق و يا عام مشروط به احراز صدق عنوان و اسم است . يعنى : عنوان مأمور بد بايد بر اين فرد مشتبه صدق نمايد ، و شك ما در خصوصيت زائد بر صدق باشد . فى المثل : اگر ما مىدانيم كه زيد عادل است لكن نمىدانيم كه خصوصيت عدالت در وجوب
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 238 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى