تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اقلّ اكتفا كنيد ، گويا مأمور به را انجام نداده و امتثال منتفى است . چرا كه جزء انجام نشده به نحوى در تحقّق مأمور به دخيل و با اجزاء ديگر مرتبط است . مثل : اجزاء نماز كه اگر مكلف همهء اجزاء را بطور صحيح انجام دهد و لكن يك جزء را كه واجب است ترك نمايد ، اصلا نماز را انجام نداده است و باطل نموده . البته : در حكم جزء مشكوك در دوران بين اقل و اكثر ميان اصوليين اختلاف است : برخى در اين شك قائل به برائت و برخى آن را مجراى اصل احتياط مىدانند . * مراد از دوران اقل و اكثر غير ارتباطى چيست ؟ اينست كه : جزء مشكوك به فرض معتبر بودن يك واجب مستقل است به نحوى كه اگر ترك شود و ديگر اجزاء انجام شوند مكلف از جهتى مطيع بوده و از جهتى عاصى به حساب مىآيد . به عبارت ديگر : آن اجزائى را كه انجام داده صحيح بوده و عمل از اين جهت تام است . و اين جزء مشكوكى را كه ترك كرده چون واجبى مستقل است به عهده‌اش باقى است . مثل : تردد شما در اينكه يك كفاره به‌عهده‌تان آمده يا دوتا : اگر به يكى اكتفاء كنيد و در واقع دو كفاره بعهدهء شما باشد ، كفاره‌اى كه داده‌ايد صحيح و آن را كه نداده‌ايد به عهدهء شما باقى است . * مراد آخوند در متن « و قد انقدح » چيست ؟ اشارهء به دو نكته است : 1 - اشكال به ثمره‌اى كه ميان صحيح و اعمى نقل گرديد . 2 - بيان ثمرهء ديگرى كه ميان صحيحى و اعمى بيان گرديده . * مشاراليه « ذلك » در متن قد انقدح بذلك ، چيست ؟ شرط رجوع به اطلاق است كه بودن اطلاق در مقام بيان است . * حاصل ثمرهء اول ميان صحيح و اعمى چه بود ؟ اين بود كه در مورد جزء و شرط مشكوك ، صحيحى قائل به اشتغال شد و اعمى به برائت تمسّك نمود . * جناب آخوند در تضعيف و ردّ اين ثمره چه مىفرمايد ؟ مىفرمايد : اطلاقات وارده يا در مقام بيان هستند و يا نه ؟ اگر اين اطلاقات در مقام بيان ماهيت عبادات باشند ، ميان صحيحى و اعمى در اينكه هر دو
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 242 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى