تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
2 - و يا اصل استعمال اين الفاظ را در كلى منع كرده و بگوييم : در موارد مزبور نيز ، خصوص مرتبه‌اى از مراتب اراده شده است . اما : هيچ‌يك از دو مطلب فوق قابل قبول نيست و در نهايت بعد است . * چرا ؟ زيرا : اولا : اين سؤال پيش مىآيد كه حمل هريك از موارد مذكور بر خصوص كدام مرتبه است . ثانيا : اطلاق مجازى نياز به علقه دارد و حال آنكه در استعمالات مذكور علقه لحاظ نشده . ثالثا : از استعمال اين الفاظ به حسب ظاهر ارادهء جنس و طبيعت شده است و نه مرتبهء بخصوصى . * پس نظر حضرت آخوند در اين محتملات چيست ؟ همچون مشهور برآن است كه وضع الفاظ عبادات عام و موضوع له آن‌ها نيز عام است . يعنى : شارع در هنگام تسميه ، يك معناى كلى را در نظر گرفته و كلمهء مناسب را براى همان كلى و يا قدر جامع قرار داده است . * هدف حضرت آخوند از طرح اين مقدمه چه بوده است ؟ دفع يك توهم بوده است . * چه توهمى ؟ شايد كسى خيال كند كه موضوع له الفاظ عبادات خصوصيات مراتب مىباشد و در نتيجه نيازى به تصوير قدر جامع نيست . * حاصل دفع توهم چيست ؟ 1 - موضوع له الفاظ و عبادات ، مثل : وضع آن‌ها عام است و لذا نياز به تصوير قدر جامع مىباشد . 2 - سلّمنا كه موضع له اين الفاظ خاصّ باشد و لكن شما خود قبول داريد كه وضع عام است و بايد در هنگام وضع ، معناى كلى لحاظ شود . پس : نياز به تصوير كلى و يا قدر جامع به قوت خود باقى است و اشكال ما به اعمىها همچنان وارد است . * مقدمهء پنجم از مقدمات صحيح و اعم دربارهء چيست ؟ دربارهء ثمرهء اين بحث است .