تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
واضع در هنگام وضع ، معناى كلى را ملاحظه كرده و اين اسماء را در برابر همان معناى كلى وضع نموده است . 2 - اينكه : بعيد است كه در اسماء عبادات وضع عام و لكن موضوع له خاصّ باشد ، چرا كه اين امر مستلزم اينست كه : بسيارى از استعمالات را كه اين الفاظ در آن‌ها در قدر جامع و معناى كلى استعمال شده‌اند را يا حمل بر مجاز كرده و يا اصلا چنين استعمالى را ممنوع بدانيم . مثل : ( انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ) و يا ( الصّوم جنّة من النار ) . و حال اينكه هريك از اين دو تعميم بعيد و كسى ملتزم به آن نمىباشد . * مرادتان از اينكه در مطلع بحث گفتيد اين مقدمه در رابطهء با كيفيت وضع الفاظ عبادات است چه بود ؟ اين بود كه ايشان در اينجا مىخواهد بيان كند كه : با توجه به اينكه بارها گفته شد كه عبادات و به ويژه نماز داراى مراتب گوناگون است نحوهء دلالت اين الفاظ به ويژه صلاة بر مراتب مذكور چگونه است . * در دلالت لفظ صلاة بر مراتب گوناگون آنچه احتمالاتى وجود دارد ؟ در رابطهء با اين دلالت پنج احتمال متصور است : 1 - اينكه لفظ صلاة نه بر قدر جامع مراتب مذكور دلالت كند و نه بر خصوصيات اين مراتب . 2 - اينكه لفظ صلاة به صورت جداجدا و علىحده براى يكايك خصوصيات و مراتب وضع شده باشد . 3 - اينكه لفظ صلاة براى برخى از مراتب وضع و در ديگر مراتب به صورت مجاز استعمال شود . 4 - اينكه وضع الفاظ عبادات عام و موضوع له آن‌ها نيز عام باشد . يعنى : شارع در وقت نام‌گذارى يك معناى كلى را در نظر گرفته و كلمهء صلاة را براى همان كلى و يا قدر جامع قرار داده است . 5 - اينكه الفاظ عبادات از جهت وضع عام باشند و لكن از حيث موضوع له خاص باشند . يعنى : شارع در وقت نام‌گذارى يك مفهوم كلى را لحاظ كرده و لكن لفظ صلاة را براى خود آن كلى جعل نفرموده بلكه براى افراد و مصاديق آن قرار داده است .