تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بلكه هر مرتبه‌اى را كه شما مطرح كنيد ، به شما مىگوييم : صحت و فساد آن نسبى است و نه مطلق ، پس : در اينجا نمىتوان مرتبه‌اى را لحاظ و لفظ را براى آن وضع نمود . به عبارت ديگر : افراد صحيح خود ميزان و مقدار ثابتى ندارند ، بلكه تمام آن‌ها از نظر زياده و نقصان باهم متفاوت‌اند و لذا : نمىتوان زائد و ناقص را با آن‌ها قياس نمود . زيرا : 1 - ناقص به مقدارى گفته مىشود كه از مقيس عليه كمتر باشد . 2 - زائد وقتى در اطلاق درست است كه مقيس عليه از مقيس كمتر باشد و مقيس از آن بيشتر باشد . حال : وقتى مقيس ، مضبوط و مشخص نباشد چگونه مىتوان ناقص و زائد را تصوير كرد و سپس اسم را براى اعم از آن‌ها قرار داد ؟ * مراد از « فتدبر » چيست ؟ شايد اشاره داشته باشد به اينكه علاوه بر اشكال مذكور : 1 - ابتداى اين وجه مبتلا به اشكال ديگرى نيز هست مبنى بر اينكه : وضع خاص و موضوع له عام شده كه بطلان آن قبلا روشن گرديده است . 2 - انتهاى آن نيز مبتلا به اشكال ديگرى است و آن اشتراك لفظى است . * * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 231 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى