بلكه هر مرتبهاى را كه شما مطرح كنيد ، به شما مىگوييم : صحت و فساد آن نسبى است و نه مطلق ،
پس : در اينجا نمىتوان مرتبهاى را لحاظ و لفظ را براى آن وضع نمود .
به عبارت ديگر :
افراد صحيح خود ميزان و مقدار ثابتى ندارند ، بلكه تمام آنها از نظر زياده و نقصان باهم متفاوتاند و لذا : نمىتوان زائد و ناقص را با آنها قياس نمود .
زيرا :
1 - ناقص به مقدارى گفته مىشود كه از مقيس عليه كمتر باشد .
2 - زائد وقتى در اطلاق درست است كه مقيس عليه از مقيس كمتر باشد و مقيس از آن بيشتر باشد .
حال : وقتى مقيس ، مضبوط و مشخص نباشد چگونه مىتوان ناقص و زائد را تصوير كرد و سپس اسم را براى اعم از آنها قرار داد ؟
* مراد از « فتدبر » چيست ؟
شايد اشاره داشته باشد به اينكه علاوه بر اشكال مذكور :
1 - ابتداى اين وجه مبتلا به اشكال ديگرى نيز هست مبنى بر اينكه :
وضع خاص و موضوع له عام شده كه بطلان آن قبلا روشن گرديده است .
2 - انتهاى آن نيز مبتلا به اشكال ديگرى است و آن اشتراك لفظى است .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٣١