آن اندازه و وزن معين و از مقدارى كم و زياد قرار داده است .
يعنى : توسعهء در معنا از اول بواسطهء خود واضع صورت گرفته است .
2 - اينكه واضع ابتداء اسم را در برابر همان معناى خاصّ و مورد لحاظ وضع نموده و لكن بعدا مقادير بيشتر و يا كمتر از آن را بدليل اينكه از مصاديق همان مقدار ملحوظ اولى دانسته و آن مقدار تفاوت كم را به ديدهء اغماض نگريسته و با تسامح با آن برخورد نمود .
روى همين اصل لفظ را در مقدار اعم از زائد و ناقص استعمال نمودند ، لاجرم لفظ در معناى مستعمل فيه كه مقدار اعم باشد حقيقت گرديد .
فى المثل :
واضع روز اول همان وزن و يا حد معين را لحاظ كرده و لفظ متر و يا كيلومتر و يا مثقال را در خصوص همان حد معين وضع نموده است .
اما بعدا در وزن و اندازهء كم و يا زياد نيز ، مجازا استعمال نموده تا آنجا كه به درجهء كثرت استعمال رسيده و وضع تعيّنى پيدا نموده .
يعنى : الفاظى كه روز اول در خصوص جامع و كامل حقيقت شدند روز ديگر در اعم حقيقت گرديدند .
* حقّه چيست ؟
معادل 933 مثقال و 3 / 1 مثقال كه در نجف و كربلا يكى از معيارهاى اوزان است .
* حاصل مطلب در اينجا چيست ؟
مىگويد : الفاظ عبادات نيز وضعشان چنين است ، يعنى :
1 - يا از روز اول خصوص صحيح كامل و داراى همهء اجزاء و شرائط را لحاظ نمود و سپس لفظ صلاة را فى المثل براى اعم از آن و از فاسد و فاقد برخى اجزاء و شروط قرار داد .
2 - و يا براى خصوص صحيح قرار داد و سپس در اثر كثرت استعمال در اعم حقيقت شد .
* اشكال حضرت آخوند به اين وجه چيست ؟
اينست كه : اين وجه نيز قياس مع الفارق است چرا كه :
در باب اوزان و مقادير از روز اول يك حد معين و مشخصى وجود دارد كه واضع آن را در نظر گرفته و بقيهء مراتب يعنى ناقص و كامل را با آن مىسنجد .
اما در باب عبادات به ويژه در مثل نماز يك صحيح مطلق و من جميع الجهات وجود ندارد كه روز اول آن را لحاظ كند و سپس لفظ را براى اعم قرار دهد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٣٠