( اشكال جناب آخوند به وجه مذكور : )
اينست كه : ( افراد ) صحيح ، چنان كه در وجه قبلى دانستى از جهت زيادى و نقصان باهم مختلفاند .
پس :
در افراد صحيح ( مقدار ثابت و يا ميزانى كه ) زائد و ناقص ( در رابطهء با اين افراد صحيح ) سنجيده ( و قياس ) شوند و ملتزم شوند كه لفظ براى اعمّ از مقدار ثابت يا زائد و ناقص از آن وضع شده است وجود ندارد .
* * *
تشريح المسائل
* موضوع وجه پنجم چيست ؟
تصوير قدر جامع از ديدگاه اعمىهاست .
* حاصل بيان آنها در اين وجه چيست ؟
اينست كه : اسامى عبادات مثل اسامى اوزان و مقاديرند .
لذا : همانطور كه كلمات مثقال ، حقه ، وزنه ، كيلو ، من ، چارك و امثال اينها ، حقيقت در مقدارى ثابت و معين نبوده ، بلكه در اعم از كامل و ناقص حقيقت مىباشند ، اسامى عبادات نيز اينگونه هستند .
* تقرير وضع اسامى اوزان در برابر قدر اعم چگونه است ؟
در وضع اسامى اوزان و مقادير دو بيان و يا دو احتمال وجود دارد :
1 - اينكه : واضع ، مقدار خاصّ و معينى را ملاحظه كرده و لكن اسم را براى خصوص آن وضع نكرده ، بلكه در برابر اعم از آن و مقدار زائد و ناقصتر جعل نمود ، به نحوى كه استعمال اسم در هريك به نحو حقيقت مىباشد .
فى المثل :
روز اول كه واضع مىخواست فى المثل كلمهء مثقال و يا لفظ متر و يا كيلومتر را وضع كند خصوص آن وزن معين ( مثلا 18 و يا 24 نخود ) و يا آن اندازهء معين ( مثلا 100 سانتيمتر و يا 1000 متر ) را بدون خصوص آن اندازه و حد معين و محدود وضع نكرده است بلكه براى اعم از