تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
به عبارت ديگر : با توجه به اينكه صلاة ماهيت واحده است و نه چند قاعدهء تا معظم الاجزاء نيز امر مضبوط و مشخصى نيست ، اگر موضوع له معظم الاجزاء باشد مستلزم ايجاد يكى از سه اشكال زير است : 1 - مستلزم تبدل و انقلاب در ماهيت است . 2 - مستلزم تبادل و جابجايى در مقومات ماهيت است . 3 - مستلزم ترديد و ابهام در ماهيت واحده است . * چرا اگر موضوع له معظم الاجزاء باشد مستلزم تبدل و انقلاب در ماهيت است ؟ زيرا اگر معظم الاجزاء ملاك باشد مستلزم اينست كه نماز عاجز و نماز قادر دو نماز باشد و ماهيت‌ها عوض شده ماهيت يكى غير از ماهيت ديگرى باشد و اين انقلاب در ماهيت است ، انقلاب در ماهيت نيز محال است . فى المثل : نماز چهارركعتى ، بوسيلهء يك مكلّف قادر با تمام اجزاء و شرائطش انجام مىشود ، همين نماز چهارركعتى بوسيلهء مكلف عاجز با يك اشاره ، بدون اتيان اجزاء و شرائط . حال : آيا نماز عاجز ماهيتا عوض شده است و يا نماز چهارركعتى و تمام محسوب مىشود قطعا خواهيد گفت ، ماهيتا نماز است . * چرا اگر موضوع له معظم الاجزاء باشد مستلزم تبادل و جابجايى در مقومات ماهيت است ؟ زيرا : در اين صورت روى هر جزئى كه انگشت بگذاريم به گونه‌اى است كه بايد هم مقوّم ماهيت باشد ، هم مقوّم ماهيت نباشد . به عبارت ديگر : هم ماهيت صلاة متقوم به آن باشد هم نباشد و اين تناقض آشكار است . به عبارت ديگر قيام : 1 - در نماز انسان قادر دخيل است ، يعنى نسبت به شخص قادر داخل در مسمى است . 2 - در نماز عاجز دخالتى ندارد و نسبت به او خارج از موضوع له است . اين امر از محالات است ، چرا كه ذاتى نيز چون خود ذات قابل تبديل و تبادل نيست . * چرا اگر موضوع له معظم الاجزاء باشد مستلزم ترديد در ماهيت واحده است ؟ زيرا اگر عملى كه جامع تمام اجزاء و شرائط فى المثل شامل 15 جزء مىشود ، شما 10 جزء از اين 15 جزء را داخل در مسمى دانسته و معظم الاجزاء بدانيد . از شما مىپرسيم كدام‌يك از اين 15 جزء از 10 جزء معظم الاجزاء است ، شما روى هر جزئى
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 218 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى