تشريح المسائل
* حاصل مطلب در « ان يكون موضوعة لمعظم الاجزاء التى . . . » چيست ؟
اينست كه اسامى عبادات : هريك براى اجزاء قابل اعتنايى وضع شده است به نحوى كه با وجود آنها اسم صادق است و با انتفائشان اسم نيز منتفى است .
به عبارت ديگر :
قدر جامع و امر مشترك ميان افراد صحيح و فاسد ، معظم الاجزاء است كه در تمام افراد اعم از صحيح و فاسد وجود دارند .
فى المثل :
اگر نمازى داراى ده جزء است ، مهمترين آنها كه مثلا هفت و يا هشت جزء است قدر جامع ميان تمام افراد نماز است .
* اندازهء اين معظم الاجزاء چقدر است ؟
بطور دقيق مشخص نمىكنند .
* چرا ؟
زيرا اگر اندازهء معظم الاجزاء مشخص شود و فى المثل گفته شود : 12 جزء است ، شما اشكال مىكنيد كه اين اجزاء نسبت به نماز چهارركعتى معظمالاجزاءاند لكن نسبت به يكركعتى صدق نمىكنند .
پس : اندازهء معظم الاجزاء را عرف تعيين مىكند . يعنى آن مقدار از اجزاء باشد كه عرف نام آن را صلاة و يا صوم و يا حج و . . . بگذارد .
نتيجه اينكه : از صدق عرفى مىفهميم كه آن مسمّى در اينجا هست و از عدم صدق عرفى مىفهميم كه مسمى در اينجا وجود ندارد .
* مراد از « و فيه » چيست ؟
بيان دو اشكال و ايراد است بر وجه دوم از وجوه تصوير جامع .
* غرض از « مضافا الى ما اورد على الاوّل اخيرا . . . » چيست ؟
اينست كه : علاوه بر جريان ايراد دوم بر وجه اول در اينجا ، ايراد ديگر نيز به اين وجه وارد است :
و اما ايراد اول همان اشكال اخير است كه به وجه اول وارد شد .