تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
1 - نسبت به فردى و حالتى صحيح ، لكن نسبت به فرد ديگر و حالت ديگر فاسد است . 2 - از طرفى گفته شد كه صحت و فساد دو امر اضافى هستند و حال آنكه قدر جامع بايد در تمام مراتب نماز محفوظ و عين هر مرتبه‌اى باشد ، همان گونه كه كلى طبيعى عين افرادش مىباشد . يعنى : قدر جامع بايد به نحوى باشد اگر در صحنهء عمل و در هر مرتبه‌اى واجد تمام اجزاء و شرائط آن مرتبه بود ، آن نماز صحيح باشد و الّا فلا . پس : مركب نمىتواند قدر جامع ميان افراد باشد ، چونكه در برخى افراد و مراتب هست و در برخى افراد و مراتب نيست . * جناب مستشكل چرا امر بسيط نمىتواند قدر جامع ميان افراد و مراتب صحيح باشد ؟ زيرا : جامع بسيط و يا به عبارت ديگر كلى قابل صدق بر كثيرين نيز از دو حال خارج نيست . 1 - يا عنوان ( مطلوب ) يعنى مأمور به و يا متعلق امر به عنوان قدر مشترك و جامع فرض مىشود . 2 - و يا عنوان ديگرى كه ملزوم اين عنوان مطلوب است ، به عنوان قدر جامع در تقدير گرفته مىشود . آن‌هم ملزومى كه مساوى با لازم است بدين معنا كه هرجا ملزوم بود لازم هم هست ؛ نه ملزومى كه اعم از لازم باشد . * از اين ملزوم به چه امرى تعبير مىشود ؟ معراج المؤمن ، قربان كلّ تقى خير موضوع ، صحيح ، تام و . . . . حال : هريك از اين دو عنوان كه باشد داراى اشكال است . * اشكال فرض اول چيست ؟ اگر فرض اول يعنى : ( مطلوب ) و مانند آن مسمّاى لفظ ( صلاة ) باشد به سه دليل غير قابل تعقّل و تصوّر است . * جناب مستشكل دليل اولتان بر غير قابل تصور بودن فرض اول چيست ؟ اينست كه : اگر عنوان مطلوب مسماى لفظ صلاة باشد ، يا مستلزم دور است و يا مستلزم خلف به عبارت ديگر به بيانى مستلزم دور است و بيانى مستلزم خلف . * چرا فرض مزبور مستلزم دور است ؟ زيرا :