در نتيجه :
( يك عمل ) ، تام و صحيح مىباشد نسبت به يك حالت ، و فاسد و باطل است نسبت به يك حالت ديگر . پس نيكو بينديش .
* * *
تشريح المسائل
* بحث جناب آخوند در اينجا پيرامون چه نكاتى است ؟
دو نكته اساسى : 1 - معناى صحت ، 2 - اعتبارى و اضافى بودن صحت و فساد .
* مراد از « انّ الظاهر انّ الصحة عند الكل بمعنى واحد . . . » چيست ؟
اينست كه : صحت از نظر اهل فن داراى يك معناست و آن معناى واحد عبارتست از :
تماميّت فعل ، بدين معنا كه مكلف عمل را از حيث اجزاء و شرائط بطور كامل انجام داد و به هيچيك از شروط و اجزاء خللى وارد نمىكند .
فى المثل : نماز را با تمام شرائطش از قبيل طهارت ، روبهقبله ايستادن و . . . و با تمام اجزائش مثل : ركوع و سجود و قرائت و اشباه آن بجاى مىآورد .
خلاصه اينكه در اين معناى صحت بين هيچيك از ارباب دانش اختلافى نيست .
* مراد از « و تفسيرها باسقاط القضاء كما عن الفقهاء او . . . » چيست ؟
پاسخ به يك سؤال و اشكال است مبنى بر اينكه : جناب آخوند اگر صحت داراى معناى واحد است پس چرا ؟
1 - فقها : - در بخش عبادات علم فقه در تعريف صحيح مىگويند : الصحيح ما اسقط الاعادة و القضاء و الفاسد .
- و در بخش معاملات مىگويد : الصحيح ما يترتب عليه الاثر المطلوب و الفاسد بخلافه .
2 - و متكلمين در تعريف آن اظهار مىدارند كه : - الصحيح ما وافق الشريعة و الامر و الفاسد بخلافه . و هكذا فى علوم المختلفة :
در نتيجه آيا كلمهء صحت مشترك لفظى نبوده و داراى معانى گوناگون نمىباشد ؟
* جناب آخوند پاسخ مىدهد كه :
بله ، واژهء صحت در علوم مختلف تفسيرهاى گوناگون دارد و لكن اين اختلاف در تفسير دليل