تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
* اگر از او بپرسيم كه اين معانى شرعيه چگونه از الفاظ مزبور فهميده مىشوند چه مىگويد ؟ مىگويد : به معونه قرائن از اين الفاظ استفاده مىشوند . * با توجه به ابهامى كه در كلام باقلانى وجود دارد ، كلام ايشان چگونه تفسير مىشود ؟ دو برداشت از كلام ايشان مىشود : 1 - اينكه اين الفاظ با همين معانى شرعيه از ابتدا و در اديان گذشته تا روزگار اسلام وجود داشته . 2 - اينكه اين معانى از معانى جديده بوده و از مخترعات شارع اسلام است . * لفظ صوم و صلاة را در اينجا چه مىكند ؟ مىگويد : صوم و صلاة در همان معناى لغوى قديمشان يعنى : دعاء و رشد به كار مىروند . * ولى معانى اين اصطلاحات اجزاء و شرايطى دارد غير از معانى لغوى آن‌ها ؟ مىگويد : اجزاء و شرايطى مثل : ركوع و سجود و . . . از قرينهء ديگر فهميده مىشوند . يعنى : از باب تعدّد دالّ و مدلول است . * قرينهء مزبور اجماليه است يا تفصيليّه ؟ فرقى نمىكند : چه قرينه تفصيليه باشد مثل : صلّ و اركع ، و اسجد و اقرأ و . . . كه تفصيل بر مراد از اجزاء و شرايط دلالت دارند . چه قرينهء اجمالى باشد ، مثل : « خذوا عنى مناسككم » يا « صلّوا كما رأيتمونى » . * نتيجهء بحث مزبور از جانب باقلانى چيست ؟ اينست كه : بر مبناى مزبور ، بحث از صحيح يا اعم در خصوص الفاظ عبادات بىمعناست . چرا ؟ زيرا : لفظ ( صلاة ) در همان معناى دعا به كار رفته است . * پس تصوير نزاع روى اين مبنا چگونه است ؟ بدين نحو است كه بحث را روى قرينه پياده كرده بگوييم : قرينه‌اى كه دلالت بر اجزاء و شرايط دارد ، مقتضايش تمام اجزاء و شرائط است كه صحيحىها مىگويند و يا اجزاء و شرايط فى الجملة است يعنى با قطع‌نظر از تمام يا بعض است چنان كه اعمىها مىگويند .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 190 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى