* اگر از او بپرسيم كه اين معانى شرعيه چگونه از الفاظ مزبور فهميده مىشوند چه مىگويد ؟
مىگويد : به معونه قرائن از اين الفاظ استفاده مىشوند .
* با توجه به ابهامى كه در كلام باقلانى وجود دارد ، كلام ايشان چگونه تفسير مىشود ؟
دو برداشت از كلام ايشان مىشود :
1 - اينكه اين الفاظ با همين معانى شرعيه از ابتدا و در اديان گذشته تا روزگار اسلام وجود داشته .
2 - اينكه اين معانى از معانى جديده بوده و از مخترعات شارع اسلام است .
* لفظ صوم و صلاة را در اينجا چه مىكند ؟
مىگويد : صوم و صلاة در همان معناى لغوى قديمشان يعنى : دعاء و رشد به كار مىروند .
* ولى معانى اين اصطلاحات اجزاء و شرايطى دارد غير از معانى لغوى آنها ؟
مىگويد : اجزاء و شرايطى مثل : ركوع و سجود و . . . از قرينهء ديگر فهميده مىشوند .
يعنى : از باب تعدّد دالّ و مدلول است .
* قرينهء مزبور اجماليه است يا تفصيليّه ؟
فرقى نمىكند : چه قرينه تفصيليه باشد مثل : صلّ و اركع ، و اسجد و اقرأ و . . . كه تفصيل بر مراد از اجزاء و شرايط دلالت دارند .
چه قرينهء اجمالى باشد ، مثل : « خذوا عنى مناسككم » يا « صلّوا كما رأيتمونى » .
* نتيجهء بحث مزبور از جانب باقلانى چيست ؟
اينست كه : بر مبناى مزبور ، بحث از صحيح يا اعم در خصوص الفاظ عبادات بىمعناست .
چرا ؟
زيرا : لفظ ( صلاة ) در همان معناى دعا به كار رفته است .
* پس تصوير نزاع روى اين مبنا چگونه است ؟
بدين نحو است كه بحث را روى قرينه پياده كرده بگوييم :
قرينهاى كه دلالت بر اجزاء و شرايط دارد ، مقتضايش تمام اجزاء و شرائط است كه صحيحىها مىگويند و يا اجزاء و شرايط فى الجملة است يعنى با قطعنظر از تمام يا بعض است چنان كه اعمىها مىگويند .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 190
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٩٠