* تاريخ وقوع و حدوث دو حادثهء فوق چگونه است ؟
1 - گاهى استعمال و گفتن يك لفظ ، اول صورت مىپذيرد ، اما وضع و حقيقت شرعيه شدن بعدا محقق مىشود .
فى المثل : در سال اول بعثت مىفرمايد ( صلّ عند رؤية الهلال ) و در سال دوم اين لفظ در معناى مورد نظر وضع شده است .
در چنين فرضى ما نمىتوانيم ، صلّ را بر معناى شرعى حمل كنيم ، اگرچه مثبت هم باشيم ، چرا كه :
1 . استعمال قبلا صورت گرفته .
2 . معناى شرعى بعدا پيدا شده .
3 . قرينهاى هم وجود ندارد كه دلالت بر چنين معنايى بكند و لذا بايد در همان معناى لغوى استعمال شود .
پس : ثمرهء بحث در اين فرض ظاهر نمىشود .
2 - گاهى نيز ، وضع و حقيقت شدن يك لفظ در يك معنا اول صورت گرفته ، سپس استعمال شده .
فى المثل :
لفظى در سال سوم بعثت در معنايى وضع گرديده و لكن در سال چهارم استعمال شده است .
در چنين فرضى مىتوان لفظ مفروض را بر معناى شرعى حمل نمود . چرا ؟
زيرا : استعمال پس از وضع لفظ براى معناى جديد است و لذا اگر از اين به بعد نيز بدون قرينه مطرح شود باز هم بر همين معناى جديد حمل مىشود .
پس : ثمرهء بحث در اين فرض ظاهر مىشود .
* پس مراد از « و فيما اذا جهل التاريخ ففيه اشكال » چيست ؟
اشاره به صورت جهل و شك در تاريخ وضع و استعمال يعنى : صورت سوم است ، بدين معنا كه ما علم اجمالى داريم به پيدايش اين دو و لكن در تقدّم و تأخر آن شك داريم .
* چه فروضى در صورت سوم متصور است ؟
1 - اينكه هر دو پديدهء وضع و استعمال مجهول التاريخ باشند .
2 - اينكه وضع معلوم التاريخ و استعمال مجهول التاريخ باشد .
3 - اينكه استعمال معلوم التاريخ و وضع مجهول التاريخ باشد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٧٩