تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
* تاريخ وقوع و حدوث دو حادثهء فوق چگونه است ؟ 1 - گاهى استعمال و گفتن يك لفظ ، اول صورت مىپذيرد ، اما وضع و حقيقت شرعيه شدن بعدا محقق مىشود . فى المثل : در سال اول بعثت مىفرمايد ( صلّ عند رؤية الهلال ) و در سال دوم اين لفظ در معناى مورد نظر وضع شده است . در چنين فرضى ما نمىتوانيم ، صلّ را بر معناى شرعى حمل كنيم ، اگرچه مثبت هم باشيم ، چرا كه : 1 . استعمال قبلا صورت گرفته . 2 . معناى شرعى بعدا پيدا شده . 3 . قرينه‌اى هم وجود ندارد كه دلالت بر چنين معنايى بكند و لذا بايد در همان معناى لغوى استعمال شود . پس : ثمرهء بحث در اين فرض ظاهر نمىشود . 2 - گاهى نيز ، وضع و حقيقت شدن يك لفظ در يك معنا اول صورت گرفته ، سپس استعمال شده . فى المثل : لفظى در سال سوم بعثت در معنايى وضع گرديده و لكن در سال چهارم استعمال شده است . در چنين فرضى مىتوان لفظ مفروض را بر معناى شرعى حمل نمود . چرا ؟ زيرا : استعمال پس از وضع لفظ براى معناى جديد است و لذا اگر از اين به بعد نيز بدون قرينه مطرح شود باز هم بر همين معناى جديد حمل مىشود . پس : ثمرهء بحث در اين فرض ظاهر مىشود . * پس مراد از « و فيما اذا جهل التاريخ ففيه اشكال » چيست ؟ اشاره به صورت جهل و شك در تاريخ وضع و استعمال يعنى : صورت سوم است ، بدين معنا كه ما علم اجمالى داريم به پيدايش اين دو و لكن در تقدّم و تأخر آن شك داريم . * چه فروضى در صورت سوم متصور است ؟ 1 - اينكه هر دو پديدهء وضع و استعمال مجهول التاريخ باشند . 2 - اينكه وضع معلوم التاريخ و استعمال مجهول التاريخ باشد . 3 - اينكه استعمال معلوم التاريخ و وضع مجهول التاريخ باشد .