تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
استعمال محقق شده يا نه ؟ در اينجا : استصحاب مىكنيم عدم تحقق استعمال قبل الوضع را چه پاسخى مىدهيد ؟ در پاسخ به ايشان مىگوييم : اولا : اين اصل مثبت است ، چرا كه اثر شرعى بطور مستقيم بر مستصحب شما بار نمىشود بلكه بر يك واسطهء عقلى مترتب مىشود . يعنى : وقتى عدم حدوث را تا هنگام وضع استصحاب كرديد ، نتيجه اينست كه : استعمال ، پس از وضع و متأخر از آن است و اين واسطه غير شرعى است و اصل مثبت حجت نيست . ثانيا : برفرض حجيّت ، اين اصل معارض دارد ، چرا كه در طرف وضع نيز مىتوان گفت : الاصل تاخّر الوضع و يا عدم حدوث الوضع قبل الاستعمال . و لذا : اذا تعارضا ، تساقطا . 2 - اگر مرادتان از ارائهء اين اصل يك اصل عقلائى است بدين معنا كه بناء عملى و سيرهء عقلاء در محاوراتشان بر اينست كه : در فرض شك در تأخّر استعمال ، بنا را بر تأخّر آن مىگذارند ، يعنى يك پشتوانهء عقلائى براى اصل خود قائليد به شما مىگوييم : بناء عقلاء در صورتى ارزشمند است كه براى ما محرز شده و به آن يقين حاصل كنيم و در ما نحن فيه چنين بنائى براى ما محرز و مسلم نيست . * چرا بناى مزبور را محرز نمىدانيد ؟ زيرا احتمالات مختلفى در اينجا وجود دارد : 1 - از كجا كه عقلاء بنا را بر تأخر استعمال نگذارند . 2 - از كجا كه عقلاء بناء را بر تأخر وضع نگذارند . 3 - از كجا كه بناء را بر تقارن و همزمانى هر دو نگذارند . پس : اذا جاء الاحتمال ، بطل الاستدلال . * مراد از اصل مثبت چيست دقيق‌تر بيان كنيد ؟ مراد از اصل مثبت در حقيقت اصول عمليه‌اى است كه منظور از اجراء آن اثبات لوازم غير شرعى باشد . فى المثل : برادر شما بيست سال قبل سنش 5 سال بود و حالا كه 20 سال سپرى شده شما شك داريد كه در قيد حيات است و يا در گذشته است . در اينجا : شما استصحاب مىكنيد بقاء وجود او را .