استعمال محقق شده يا نه ؟
در اينجا : استصحاب مىكنيم عدم تحقق استعمال قبل الوضع را چه پاسخى مىدهيد ؟
در پاسخ به ايشان مىگوييم :
اولا : اين اصل مثبت است ، چرا كه اثر شرعى بطور مستقيم بر مستصحب شما بار نمىشود بلكه بر يك واسطهء عقلى مترتب مىشود .
يعنى : وقتى عدم حدوث را تا هنگام وضع استصحاب كرديد ، نتيجه اينست كه : استعمال ، پس از وضع و متأخر از آن است و اين واسطه غير شرعى است و اصل مثبت حجت نيست .
ثانيا : برفرض حجيّت ، اين اصل معارض دارد ، چرا كه در طرف وضع نيز مىتوان گفت :
الاصل تاخّر الوضع و يا عدم حدوث الوضع قبل الاستعمال .
و لذا : اذا تعارضا ، تساقطا .
2 - اگر مرادتان از ارائهء اين اصل يك اصل عقلائى است بدين معنا كه بناء عملى و سيرهء عقلاء در محاوراتشان بر اينست كه :
در فرض شك در تأخّر استعمال ، بنا را بر تأخّر آن مىگذارند ، يعنى يك پشتوانهء عقلائى براى اصل خود قائليد به شما مىگوييم :
بناء عقلاء در صورتى ارزشمند است كه براى ما محرز شده و به آن يقين حاصل كنيم و در ما نحن فيه چنين بنائى براى ما محرز و مسلم نيست .
* چرا بناى مزبور را محرز نمىدانيد ؟
زيرا احتمالات مختلفى در اينجا وجود دارد :
1 - از كجا كه عقلاء بنا را بر تأخر استعمال نگذارند .
2 - از كجا كه عقلاء بناء را بر تأخر وضع نگذارند .
3 - از كجا كه بناء را بر تقارن و همزمانى هر دو نگذارند .
پس : اذا جاء الاحتمال ، بطل الاستدلال .
* مراد از اصل مثبت چيست دقيقتر بيان كنيد ؟
مراد از اصل مثبت در حقيقت اصول عمليهاى است كه منظور از اجراء آن اثبات لوازم غير شرعى باشد .
فى المثل : برادر شما بيست سال قبل سنش 5 سال بود و حالا كه 20 سال سپرى شده شما شك داريد كه در قيد حيات است و يا در گذشته است . در اينجا : شما استصحاب مىكنيد بقاء وجود او را .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٨١