تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
* پس مراد از « غير ضائر بعد ما كان . . . » چيست ؟ پاسخ حضرت آخوند است به اشكال مزبور مبنى بر اينكه : بله ، امر چنين است كه شما مىفرماييد و لكن اين مطلب مىتواند سبب اشكال شود ، چرا كه مناط صحت استعمال ، طبع و ذوق است . و لذا : هر استعمالى كه مورد پسند طبع و ذوق باشد صحيح است ، اگرچه نه بعنوان حقيقت باشد و نه بر سبيل مجاز . حال : استعمالات و اطلاعات در عرف نيز از همين قبيل بوده و اشكالى ندارد . * مراد از « فافهم » چيست ؟ اينست كه : مجاز نياز به دو قرينه دارد كه يكى بر اصل دلالت مجازى دلالت كند و ديگرى بر ارادهء آن و حال آنكه در اينجا صرفا يك قرينه وجود دارد ، آن‌هم براى اصل دلالت . به عبارت ديگر : نبايد ميان دو نوع نصب قرينه خلط نمود و تفاوت اين دو قرينه فهم شود . لذا : در وضع تعيينى استعمالى همان روز اول مقصود را بيان مىكند و قرينه مىآورد و در استعمال‌هاى بعدى ديگر نيازى به قرينه ندارد . اما در مجازات هميشه نياز به قرينه است چه در ابتدا و چه در استعمالات بعدى . * مراد از « اذا عرفت هذا » چيست ؟ اشاره به مقدمه است . * در مقدمه چه گذشت ؟ وضع تعيينى به دو نحو ممكن است صورت بگيريد : 1 - واضع تصريح كند كه فلان وضع در برابر معناى كذائى قرار دارد . 2 - واضع لفظ را در معنايى غير از آن موضوع له اولى استعمال كند و به عبارت ديگر از لفظى كه به كمك قرينه بر معناى غير موضوع له دلالت دارد ، بدون اينكه قرينه‌اى ديگر نياز باشد معنا را از آن اراده مىكند . بنابراين : مجموع لفظ و قرينه ، حاكى از معنا و دالّ برآن معناست . * نتيجهء حاصله چيست ؟ اينست كه : ما وضع تعيينى استعمالى هم داريم . * مراد از « فدعوى الوضع التعيينى فى الألفاظ المتداولة . . » چيست ؟ اينست كه : اگر كسى در رابطهء رائج در ميان اهل شرع از قبيل : صوم ، صلاة ، حجّ ، زكات و . . . ادعاى چنين وضعى بكند و بگويد شارع مقدس الفاظ مذكور و امثال آن‌ها را در غير معانى لغوى