تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
* مراد آخوند در « لا بأس بتمهيد مقال و هو ان الوضع التعيينى . . . » چيست ؟ اينست كه : وضع تعيينى به دو نحو صورت مىپذيرد : 1 - اينكه واضع تصريح كند كه اين لفظ در مقابل اين معناى كذائى وضع شده است . و لذا : از ابتدا وضع و جعل و تسميه مطرح است چنان كه هركسى از دانشمندان كه كتابى تأليف نموده اسمى را نيز براى كتاب خود اختيار كرده و يا هر پدرى براى فرزندش نامى را برگزيده است . 2 - اينكه قبل از استعمال وضعى در كار نبوده بلكه متكلم لفظى را به كمك قرينه در غير موضوع له استعمال نموده است ، تا آنجا كه به نفس لفظ و مجرد لفظ معنا را اراده مىكند . به عبارت ديگر : متكلم قرينه را براى اصل دلالت لفظ بر معنا آورده لكن پس از حصول دلالت و تحقق وضع ، معنا را بدون اينكه به قرينه نيازى باشد از خود لفظ اراده مىكند . نكته : از چنين وضعى به وضع تعيينى استعمالى تعبير مىشود . * وضع تعيينى استعمالى را چگونه تعريف مىكنند ؟ مىگويند عبارتست از : استعمال لفظ در غير موضوع له به نوع استعمال لفظ در موضوع له . * منظور از غير موضوع له در اينجا چيست ؟ معناى جديد و مستحدثى است كه تا به حال لفظ برآن دلالت نمىكرده و در آن به كار نمىرفته است و لذا معناى مجازى مراد نمىباشد . * با توجه به مطالب فوق چه فرقى در اين نحو از وضع با استعمال مجازى وجود دارد ؟ در مجاز ، قرينه را براى ارادهء معناى مجازى مىآورند بدون اينكه در اصل دلالت به قرينه احتياج داشته باشند و حال آنكه در اين نحو از وضع يعنى در مقام اراده و حكايت معنا قرينه‌اى نياز نيست و اگر قرينه مىآورند صرفا براى دلالت لفظ بر معنا مىآورند . * نحوهء استعمال مجازى چگونه است ؟ بدين نحو است كه لفظ به كمك قرينه و به سبب آن حكايت‌كنندهء معناى مجازى است ، چنان كه ( يرى ) ، در رأيت اسدا ، چنين وظيفه‌اى دارد . و لذا لفظ بدون وجود قرينه دلالتى برآن معناى مجازى ندارد . * با توجه به آنچه گذشت بفرماييد وضع تعيينى استعمالى ، استعمال لفظ است در معناى جديد به نحو استعمال حقيقى يا نحو استعمال مجازى ؟ استعمال لفظ است در معناى جديد به نحو استعمال حقيقى .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 164 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى