تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
كه معانى شرعيّه و جديده باشد به نحو وضع استعمالى وضع نموده است ادعاى بعيدى نيست . سپس فرمود : اگر كسى در اين مدّعى ، ادعاى قطع و يقين بكند ، ادعايش گزاف و بيهوده نمىباشد . * حاصل و نتيجهء مدعاى جناب آخوند در اينجا چيست ؟ اينست كه : الفاظ صلاة ، صوم ، حج ، زكات و امثالهم در لسان شارع داراى وضع تعيينى استعمالى هستند . يعنى : شارع اين الفاظ را در معانى جديد استعمال نموده است آن‌هم به نحو استعمال در معناى حقيقى . پس : با نفس اين‌چنين استعمالى ، وضع محقق و درست مىشود . فى المثل شارع مقدس : 1 - در يك جا مىفرمايد : أقيموا الصلاة ، در جاى ديگر مراد از صلاة را اين‌گونه بيان مىكند كه صلّوا كما رأيتمونى اصلى . 2 - در يك جا مىفرمايد : آتوا الزكاة ، و در جاى ديگر مراد از زكات را اين‌گونه روشن مىكند كه : فيما سقت السماء العشر و فيما يسقى بالدّوالى نصف العشر . . . . * مراد از « يدلّ عليه تبادر المعانى الشرعيّة منها فى محاوراته » چيست ؟ ارائهء يك دليل بر اثبات مدّعاى مذكور يعنى وضع تعيينى الفاظ در معانى شرعيه است . * دليل جناب آخوند چيست ؟ استدلال بر يك امر وجدانى يعنى تبادر است و لذا مىگويد : 1 - وقتى پيامبر از صوم و صلاة براى مردم سخن مىگفت آن‌ها مىفهميدند كه منظورش همان عبادت‌هاى معين است . پس : الفاظ مذكور در معانى شرعيه حقيقت‌اند . به عبارت ديگر : ايشان مىفرمايد : دليل ما بر ثبوت وضع تعيينى و ارادهء معانى شرعيّه از الفاظ متداول در لسان شرع بدون قرينه اينست كه : وقتى الفاظ مذكور نزد اهل شرع اطلاق مىشوند مخاطبين بدون درنگ به معانى مستحدث كه معانى مطلوب شرعى است منتقل شده و با قطع مىگويند : شارع مقدس معانى شرعى را از اين الفاظ اراده نموده است و اين تبادر است ، تبادر هم علامت حقيقت است .