تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
* حاصل مطلب در « و زيادة قيد ( من غير تأويل ) او ( على وجه الحقيقة ) و ان كان . . . » چيست ؟ اشاره به يك رفع اشكال است مبنى بر اينكه : همان‌طور كه معانى مجازى به لحاظ نوع علائق مطرد و شايع نيستند ، به اعتبار شخص موارد نيز اين‌چنين‌اند . منتهى براى اينكه بتوانيم نسبت به شخص موارد چنين ادعايى بكنيم بايد قائل به تقدير محذوف شويم . يعنى ، اگر آن‌ها گفتند كه : اطراد استعمال لفظ در معنا ، علامت حقيقت است ما مىگوييم بله ، و تقدير كلام اين‌چنين است كه : اطراد استعمال لفظ در معنا ، ( به نحو حقيقت ) يا ( بدون تأويل ) علامت حقيقت است . پس بايد : قيد ( به نحو حقيقت ) و يا ( بدون تأويل ) را به عبارت اضافه نمود ، چرا كه با زياد كردن يكى از اين دو قيد ، اشكال مورد نظر رفع مىشود . * عبارة اخراى اين رفع اشكال چيست ؟ اينست كه : صاحب فصول در الفصول الغرويّه مىگويد : نگفتيم كه اطراد مطلقا علامت حقيقت است . لكن قيد و يا جزئى به آن مىافزاييم و مىگوييم : بر خلاف مجازات كه با تأويل و يا تصرف در لفظ استعمال مىشوند ، اطرادى علامت حقيقت است كه بدون تأويل و يا به نحو حقيقت باشد . * نظر جناب آخوند راجع به مطلب فوق چيست ؟ مىفرمايد اگرچه با ازدياد يكى از اين دو قيد اشكال مورد نظر رفع مىشود و مىتوان عدم اطراد را نسبت به شخص مورد استعمال نيز علامت مجاز قرار داد زيرا اطراد بر وجه حقيقت در مجازات نمىباشد و مخصوص حقايق است . اما ازدياد هريك از دو قيد مذكور مستلزم بوجود آمدن دو اشكال است يكى موجب دور است ، ديگرى موجب تحصيل حاصل مىشود . * چرا زيادت قيد در اينجا موجب دور مىشود ؟ زيرا : علم به مجاز متوقف به عدم اطراد مىشود . عدم اطراد نيز به حسب فرض متوقف است بر علم به حقيقت و مجاز . * چرا عدم اطراد متوقف است بر دانستن حقيقت و مجاز ؟