تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
شيوع و اطراد نداشته باشد ، معلوم مىشود كه استعمال لفظ در آن‌ها مجازى است . فى المثل : اطلاق لفظ ( اسد ) نسبت به رجل شجاع شايع و مطرد نمىباشد ، اگرچه رجل شجاع نيز مثل حيوان مفترس از افراد شجاع مىباشد . اما همين لفظ ( اسد ) نسبت به حيوان مفترس داراى اطراد است . پس : استعمال لفظ ( اسد ) در رجل شجاع استعمال مجازى است . * چه اقوالى در رابطهء با علامت بودن اطراد و عدم اطراد وجود دارد ؟ چهار قول در رابطهء با اين مسئله وجود دارد : 1 - مشهور بر اين باورند كه اطراد علامت حقيقت و عدم اطراد علامت مجازيت است . 2 - برخى نيز بر اين اعتقادند كه اطراد علامت حقيقت است لكن عدم اطراد علامت مجازيت نيست . 3 - برخى هم معتقدند كه عدم اطراد علامت مجاز است لكن اطراد علامت حقيقت نيست . 4 - مرحوم آخوند و متأخرين معتقدند كه : نه اطراد علامت حقيقت است و نه عدم اطراد علامت مجاز است . * مقدمة بفرماييد لازم بر چند قسم است ؟ تارة لازم مساوى با ملزوم است ، مثل : 1 - امكان كه لازم مساوى و لا ينفكّ تمام ممكنات است . 2 - تحيّز كه لازم مساوى همهء ماديات است . 3 - تعقّل كه لازم مساوى همه مجرّدات تامه است . تارة لازم اعم از ملزوم است . مثل : حرارت نسبت به آتش . * در كدام‌يك از دو قسم مذكور از اثبات لازم ملزوم بدست مىآيد ؟ در قسم اول از اثبات لازم به ملزوم مىرسيم فى المثل : وقتى گفته مىشود : ان كان هذا انسانا كان ضاحكا ، در جواب گفته مىشود : لكنّه انسان فهو ضاحك . اما : در قسم دوم از اثبات لازم ملزوم بدست نمىآيد . * چرا ؟ چون‌كه از اثبات اعم ، اثبات اخص لازم نمىآيد ، فى المثل نمىتوان گفت : ان كان هذا حيوانا كان انسانا ، لكنّه حيوان فهو انسان . * چرا ؟