تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
عدم صحت سلب مىباشد و اين دور آشكار است . به عبارت ديگر مستشكل مىگويد : چگونه مىتوانيد معناى مشكوك را موضوع قرار داده و لفظ را محمول و سپس آزمايش كنيد و بفهميد كه صحت حمل دارد يا نه ؟ آيا تنها عالم به وضع مىتواند اين كار را بكند ؟ يا اينكه جاهل به وضع هم مىتواند ؟ 1 - بىترديد تنها عالم به وضع از انجام اين كار برمىآيد و لذا صحت حمل متوقف بر علم به وضع است . 2 - از طرفى شما مىخواهيد از طريق صحت حمل ، معناى حقيقى را شناسايى كنيد و علم به وضع پيدا كنيد . در نتيجه علم به وضع نيز متوقف بر صحت حمل است و اين دور است و دور هم باطل است . مستلزم المحال محال و باطل . پس : علامت مذكور نيز علاميّت نداشته و باطل است . * پاسخ حضرت آخوند ( ره ) به اشكال فوق چيست ؟ همان دو بيانى است كه در اشكال به تبادر ذكر شد و لذا بايد گفت مراد از عدم صحت سلب : 1 - يا از نظر مستعلم و كسى است كه در مقام استعلام برآمده است . 2 - يا از نظر ابناء محاوره است . حال : اگر عدم صحت سلب از نظر مستعمل باشد مىگوييم : عدم صحت سلب موقوف است بر علم اجمالى به موضوع له ، و علم تفصيلى به آن متوقف است بر عدم صحت سلب كه اين دور نيست چرا كه طرفين آن باهم متفاوت است . و اگر عدم صحت سلب از نظر ابناء محاوره مطرح باشد مىگوييم : علم مستعمل به موضوع له متوقف است بر عدم صحت سلب لفظ از معنا نزد اهل محاوره ، لكن عدم صحت سلب لفظ از معنا نزد ايشان توقفى بر علم مستعمل به موضوع له ندارد . * مراد از شقّ اول پاسخ چيست ؟ با ذكر مثال آن را تبيين كنيد . پاسخى است نسبت به عالم به وضع و اهل لسان به علم ايمانى ارتكازى و علم تفصيلى پاسخ داده مىشود بدين معنا كه : 1 - آن علم به وضعى كه وابسته به صحت حمل است يك علم تفصيلى و توجه تفصيلى به
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 150 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى