معناست ، و لكن آن علم به وضعى كه صحت حمل وابسته به آن است يك علم اجمالى ارتكازى است ، يعنى :
1 - در حقيقت علم اجمالى ارتكازى سبب تشكيل قضيه و آزمايش و صحت حمل است .
2 - صحت حمل سبب علم تفصيلى به وضع است .
پس : دورى در كار نيست .
* پاسخ ايشان نسبت به غير اهل لسان چگونه است ؟
اينست كه : صحت حمل نسبت به غير اهل لسان معنا ندارد ، چرا كه او اهل لسان نيست و به معناى كلمه الفتى ندارد ، چرا كه علم اجمالى ارتكازى در ميان نيست .
* پس ملاك صحت حمل نسبت به غير اهل لسان چيست ؟
صحت حمل نزد اهل لسان براى چنين كسى ملاك است .
يعنى : وقتى چنين كسى ديد كه فى المثل عربها كلمهء ليل را در معناى شب به كار مىبرند و عند الاطلاق به آن معنا منتقل مىشوند ، يقين حاصل مىكند كه ليل در لغت عرب به معناى شب است .
حال :
علم به وضع چنين كسى متوقف به صحت حمل نزد اهل لسان است .
اما صحت حمل عند العرب متوقف به علم به وضع او نيست بلكه منوط به علم اجمالى ارتكازى خود آنهاست .
پس : در اينجا نيز دورى در كار نيست .
* حاصل و نتيجهء مطلب تا به اينجا چيست ؟
به نظر مرحوم آخوند اينست كه : هريك از تبادر و صحت حمل به حمل اولى ذاتى علامت حقيقت هستند .
* حاصل مطلب از « ثمّ انّه قد ذكر الّا طراد و عدمه علامة . . . الخ » چيست ؟
اشارهء حضرت آخوند ( ره ) است به دو نكته :
1 - اينكه برخى از اهل فن اطراد و عدم اطراد را نيز از علائم حقيقت و مجاز دانستهاند .
2 - اينكه به توجيه مراد و مقصود اهل فن در اين مسئله پرداخته است .
* قبل از ورود در اصل بحث بفرماييد مقصود از اطراد چيست ؟
اينست كه وقتى لفظ به اعتبار معنايش بر موضوعى اطلاق مىشود ، اطلاقش بر ساير افراد و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٥١