تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
معناست ، و لكن آن علم به وضعى كه صحت حمل وابسته به آن است يك علم اجمالى ارتكازى است ، يعنى : 1 - در حقيقت علم اجمالى ارتكازى سبب تشكيل قضيه و آزمايش و صحت حمل است . 2 - صحت حمل سبب علم تفصيلى به وضع است . پس : دورى در كار نيست . * پاسخ ايشان نسبت به غير اهل لسان چگونه است ؟ اينست كه : صحت حمل نسبت به غير اهل لسان معنا ندارد ، چرا كه او اهل لسان نيست و به معناى كلمه الفتى ندارد ، چرا كه علم اجمالى ارتكازى در ميان نيست . * پس ملاك صحت حمل نسبت به غير اهل لسان چيست ؟ صحت حمل نزد اهل لسان براى چنين كسى ملاك است . يعنى : وقتى چنين كسى ديد كه فى المثل عرب‌ها كلمهء ليل را در معناى شب به كار مىبرند و عند الاطلاق به آن معنا منتقل مىشوند ، يقين حاصل مىكند كه ليل در لغت عرب به معناى شب است . حال : علم به وضع چنين كسى متوقف به صحت حمل نزد اهل لسان است . اما صحت حمل عند العرب متوقف به علم به وضع او نيست بلكه منوط به علم اجمالى ارتكازى خود آن‌هاست . پس : در اينجا نيز دورى در كار نيست . * حاصل و نتيجهء مطلب تا به اينجا چيست ؟ به نظر مرحوم آخوند اينست كه : هريك از تبادر و صحت حمل به حمل اولى ذاتى علامت حقيقت هستند . * حاصل مطلب از « ثمّ انّه قد ذكر الّا طراد و عدمه علامة . . . الخ » چيست ؟ اشارهء حضرت آخوند ( ره ) است به دو نكته : 1 - اينكه برخى از اهل فن اطراد و عدم اطراد را نيز از علائم حقيقت و مجاز دانسته‌اند . 2 - اينكه به توجيه مراد و مقصود اهل فن در اين مسئله پرداخته است . * قبل از ورود در اصل بحث بفرماييد مقصود از اطراد چيست ؟ اينست كه وقتى لفظ به اعتبار معنايش بر موضوعى اطلاق مىشود ، اطلاقش بر ساير افراد و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 151 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى