تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
در مثال : زيد اسد و يا رأيت اسدا يرمى ، سكاكى بر اين اعتقاد است كه زيد و اسد هريك در معناى حقيقى خود به كار رفته‌اند و آن را با تصرف عقلى تثبيت نموده است . او مىگويد : اسد داراى دو فرد حقيقى است : 1 - شير مفترس ، 2 - رجل شجاع ، كه هر دو داراى صولت و شجاعت‌اند . حال : چه اسد را در حيوان مفترس استعمال كند و چه در معناى رجل شجاع در هر دو صورت استعمال حقيقى است ، منتهى با اين فرق كه : 1 - استعمال در شير مفترس استعمال حقيقى به حسب واقع است . 2 - استعمال در رجل شجاع استعمال حقيقى به حسب ادّعاست . * اصل توهّم در اينجا چيست ؟ اينست كه : ممكن است كسى ادعا كند كه : 1 - بر مسلك مشهور ، علامت صحت سلب دليل بر مجازيت است . 2 - اما بر مسلك سكاكى صحت سلب معنا نداشته و علامت مذكور علاميّت ندارد . * حاصل پاسخ آخوند در « و ان لم نقل . . . الخ » به توهم فوق چيست ؟ اينست كه : اين دو مسلك هيچ فايده‌اى در ما نحن فيه ندارد ، يعنى : چه قائل به قول مشهور شده ، چه قول سكاكى را بپذيريم ، وجدانا و حقيقتا مىفهميم كه ( اسد ) از ( رجل شجاع ) مسلوب است و رجل شجاع اسد نمىباشد . چرا كه اسد روى چهار دست و پا راه رفته داراى يال و كوپال است و حال آنكه رجل شجاع مستوى القامة است و . . . . پس : صرف ادعا و يا تنزيل رافع اين مشكل نمىباشد . * حاصل مطلب در « و استعلام حال اللفظ و انّه حقيقة او مجاز . . . » چيست ؟ اينست كه : نظير همان اشكالى كه در تبادر ، دربارهء صحت حمل و صحت سلب مطرح شد و مستشكل در ضمن اشكال اظهار كرد كه علامت بودن تبادر براى حقيقت مستلزم دور است ، در اينجا نيز شده است و مستشكل مىگويد : اگر عدم صحّت سلب را علامت براى حقيقت بدانيم مستلزم دور است . زيرا : عدم صحت سلب متوقف است بر علم به موضوع له و علم به موضوع له هم متوقف بر