تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
حال : اگر لفظ اسد به حمل اولى بر حيوان مفترس صحت حمل داشت و عدم صحت سلب ، وضع شده است براى اين معنا . و اگر لفظ اسد به حمل اولى صحت برآن معنا را نداشت و بلكه صحت سلب داشت تفصيلا مىفهميم كه حيوان مفترس معناى موضوع له آن لفظ نيست . فى المثل : اگر شما بگوييد : الرجل الشجاع ليث ، صحت حمل ندارد بلكه صحت سلب دارد . چرا ؟ زيرا : ليث ، يال دارد ، كوپال و دم دارد ، روى چهار دست و پا راه مىرود و حال آنكه انسان روى دو پا راه مىرود . نكته : در مثال حيوان المفترس اسد ، مقام اول درست است . * آزمايش دوم بواسطهء حمل شايع : در صورتى كه حمل اولى غلط بود ، يعنى اگر حمل به حمل اولى ذاتى صحيح نبود لفظ را به حمل شايع بر معنا حمل و آزمايش مىكنيم . در اين حمل : اگر حمل لفظ بر معنا صحيح و سلبش غلط بود ، معلوم مىشود كه معناى واقعى اين لفظ كه براى ما مشكوك فيه است با معنايى كه موضوع قرار گرفته در وجود خارجى مصداقا متحدند ، لكن نسبت ميان موضوع و محمول از نظر مفهومى براى ما مشخص نيست . لذا ممكن است در اينجا يكى از سه نسب اربع باشد : 1 - ممكن است تساوى باشد ، مثل : كلّ ناطق انسان و كلّ انسان ناطق . 2 - ممكن است عموم و خصوص مطلق باشد ، مثل : كلّ انسان حيوان و ليس بعض الحيوان انسان . 3 - ممكن است عموم و خصوص من وجه باشد ، مثل : بعض الانسان ابيض و بعض الابيض انسان . بعض الانسان ليس با بيض و بعض الابيض ليس به انسان . حال : اگر به حمل شايع نيز ميان موضوع و محمول صحت حمل نبود بلكه صحت سلب داشت مىفهميم كه اين لفظ با آن معنا ، متباين است . مثل : الانسان حجر و يا الحجر انسان . * آزمايش سوم :