تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
زيرا قضيه‌اى غير مفيد مىباشد و حال آنكه ، حمل و تشكيل قضيه بايد مفيد باشد . * جهت اتحاد بر چند شكل است ؟ بر سه شكل : 1 - مفهومى ، 2 - ماهوى ، 3 - مصداقى . * منظور از اينكه اتحاد ميان دو چيز مفهومى است چيست ؟ اينست كه : موضوع و محمول از نظر لغت و استعمال و معنا و مفهوم ، هم‌معنا هستند . مثل : الانسان بشر و يا الانسان انسان كه مترادفان‌اند . * چه اثرى بر اتحاد مفهومى ميان دو شىء مترتب است ؟ حتما آن دو شىء اتحاد ماهوى و مصداقى نيز خواهند داشت . * تغاير در چنين جمله‌هايى چگونه است ؟ يا لفظى است ، مثل : انسان و بشر . يا اعتبارى است ، مثل : انسان و انسان . * تشكيل چنين قضايايى چه ضرورتى دارد ؟ شايد كسى گمان كند كه فى المثل : انسان درحالىكه انسان است ، انسان نيست و يا اينكه مىتواند انسان نباشد . به عبارت ديگر : قائل به تناقض است . مىگويد : سلب الشىء عن نفسه بلا مانع . حال در پاسخ به چنين كسى گفته مىشود كه خير : ثبوت الشىء لنفسه ضرورى و سلب الشىء عن نفسه محال . پس : الانسان انسان . * با توجه به آنچه گذشت ملاك و ضابطهء حمل اولى چيست ؟ اينست كه : موضوع و محمول ، مفهوما و مصداقا يكى باشند . * چرا به چنين حملى اولى گويند ؟ زيرا اولين چيزى است كه بعنوان پاسخ به ما هو مىآيد . * منظور از اينكه اتحاد ميان دو چيز ماهوى است چيست ؟ اينست كه : موضوع و محمول از نظر معنا و مفهوم لغوى و عرضى باهم فرق دارند اگرچه از نظر ماهيت و ذاتيات و اجناس و فصول باهم متحدند . و لذا : پاسخ ماى شارحهء آن‌ها دوتاست لكن جواب ماى حقيقيّهء آن‌ها يكى است . فى المثل :