زيرا قضيهاى غير مفيد مىباشد و حال آنكه ، حمل و تشكيل قضيه بايد مفيد باشد .
* جهت اتحاد بر چند شكل است ؟
بر سه شكل : 1 - مفهومى ، 2 - ماهوى ، 3 - مصداقى .
* منظور از اينكه اتحاد ميان دو چيز مفهومى است چيست ؟
اينست كه : موضوع و محمول از نظر لغت و استعمال و معنا و مفهوم ، هممعنا هستند . مثل :
الانسان بشر و يا الانسان انسان كه مترادفاناند .
* چه اثرى بر اتحاد مفهومى ميان دو شىء مترتب است ؟
حتما آن دو شىء اتحاد ماهوى و مصداقى نيز خواهند داشت .
* تغاير در چنين جملههايى چگونه است ؟
يا لفظى است ، مثل : انسان و بشر .
يا اعتبارى است ، مثل : انسان و انسان .
* تشكيل چنين قضايايى چه ضرورتى دارد ؟
شايد كسى گمان كند كه فى المثل : انسان درحالىكه انسان است ، انسان نيست و يا اينكه مىتواند انسان نباشد .
به عبارت ديگر : قائل به تناقض است . مىگويد : سلب الشىء عن نفسه بلا مانع .
حال در پاسخ به چنين كسى گفته مىشود كه خير :
ثبوت الشىء لنفسه ضرورى و سلب الشىء عن نفسه محال .
پس : الانسان انسان .
* با توجه به آنچه گذشت ملاك و ضابطهء حمل اولى چيست ؟
اينست كه : موضوع و محمول ، مفهوما و مصداقا يكى باشند .
* چرا به چنين حملى اولى گويند ؟
زيرا اولين چيزى است كه بعنوان پاسخ به ما هو مىآيد .
* منظور از اينكه اتحاد ميان دو چيز ماهوى است چيست ؟
اينست كه : موضوع و محمول از نظر معنا و مفهوم لغوى و عرضى باهم فرق دارند اگرچه از نظر ماهيت و ذاتيات و اجناس و فصول باهم متحدند .
و لذا : پاسخ ماى شارحهء آنها دوتاست لكن جواب ماى حقيقيّهء آنها يكى است .
فى المثل :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٤٣