تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اگر شما به يك فرد عادى عامى بگوييد : تو حيوانى ، بلا فاصله عصبانى و ناراحت مىشود ، چرا كه در عرف ، انسان قسم حيوان به شمار مىرود ، و حال آنكه در مباحث منطقى و فلسفى مىخوانيد كه حيوان ، ذاتى لا ينفك و مسلم انسان است و انسان و حيوان اتحاد ماهوى دارند . * جهت مغايرت در چنين قضايايى چگونه است ؟ جهت مغايرت موضوع و محمول در چنين قضايايى اعتبارى و به اجمال و تفصيل است . يعنى : انسان بعنوان موضوع مجمل است و حيوان ناطق مفصّل و تحليل‌شدهء آن است . اين نوع از حمل نيز همچون مورد قبل حمل اولى ذاتى است ، چرا كه ذاتيات شىء بر شىء حمل مىشود . * آيا در ميان اين دوگونه حمل اولى تفاوتى نيست ؟ چرا : در آنجا كه موضوع و محمول معنا و مفهوما متحدند ، تمام ذاتيات بر ذات حمل مىشود . در اينجا كه موضوع و محمول مفهوما باهم فرق دارند و اتحادشان ماهوى است برخى از ذاتيات بر ذات حمل مىشوند و نه تمام ذاتيات . * آيا حمل تمام ذاتيات بر ذات ، اولى است و يا حمل برخى از ذاتيات بر ذات نيز اولى ذاتى است ؟ مشهور احتمال اول را برگزيده‌اند . لكن علامه طباطبايى احتمال دوم را . ( نهاية الحكمة ، ص 78 ) . * منظور از اينكه اتحاد ميان دو چيز صرفا مصداقى است و نه مفهومى و يا ماهوى چيست ؟ يعنى موضوع و محمول مصداقا در خارج اتحاد داشته و يكى هستند و اين اتحاد : 1 - يا به اين شكل است كه يكى از آن دو كلى و ديگرى فرد و مصداق آن است . مثل : محمد انسان و يا الغنم حيوان . 2 - و يا ميان دو كلى است كه خود داراى فرض‌هاى مختلفى است . * فرض‌هاى مختلف اتحاد ميان دو كلى را بررسى كنيد و مشخص كنيد كدام فرض داراى اتحاد مصداقى است ؟ 1 - گاهى دو مفهوم كلى باهم متساوىاند . مثل : انسان و ضاحك . 2 - گاهى دو مفهوم كلى نسبت به هم عموم و خصوص مطلق‌اند . بدين صورت كه : يا موضوع اخص مطلق است . مثل : الانسان كاتب . يا محمول اخص مطلق است . مثل : الانسان عالم . 3 - گاهى دو مفهوم كلى نسبت به هم عموم و خصوص من وجه‌اند . مثل : انسان و ابيض .