علم به علم خود نداريد .
2 - علم تفصيلى ( يا علم مركب ) ، اينست كه :
شما به علم خود ، علم داريد ، بدين معنا كه التفات و توجه تفصيلى و بالفعل به معنايى داريد .
فى المثل : معناى كلمهء ( روشنايى ) در ذهن شما وجود دارد و لكن به دليل اشتغالى كه فعلا به موضوعى ديگر از قبيل : نماز ، تجارت ، استراحت داريد توجه به آن معنا نداريد .
اما به محض شنيدن كلمهء ( روشنايى ) ، ذهن شما به آن معنا منتقل مىشود و بطور مفصّل براى شما معلوم مىگردد .
اينجاست كه علم اجمالى ارتكازى شما به علم تفصيلى تبديل مىشود .
* با توجه به مطالب فوق پاسخ اشكال دور نسبت به عالم به وضع چند بيان دارد ؟
دو بيان دارد : 1 - بيان اجمالى ، 2 - بيان تفصيلى .
بيان اجمالى پاسخ اينست كه : الموقوف عليه غير الموقوف عليه .
يعنى : علم به وضعى كه متوقف بىتبادر است ، غير از علم به وضعى است كه تبادر برآن متوقف است .
اما بيان تفصيلى پاسخ اينست كه :
1 - آن علم به وضعى كه متوقف بر تبادر است ، علم تفصيلى و توجه تفصيلى به وضع است كه به محض شنيدن ( لفظ ) و تبادر معنا در ذهن ، اين توجه حاصل مىشود .
2 - و آن علم به وضعى كه تبادر متوقف برآن است ، علم اجمالى ارتكازى به وضع است كه از قبل در ذهن شنونده بوده است .
پس : توقف دو چيز بر يكديگر پيش نمىآيد ، بلكه چهار امر در اينجا در طول هماند :
1 - علم تفصيلى ، 2 - تبادر ، 3 - علم اجمالى ، 4 - نصّ واضع .
* آيا تبادر معنا عند الجاهل به وضع معنا و مفهومى دارد ؟
خير و الا جاهل نبود .
* پس : ملاك تبادر معنا در حق جاهل به وضع چيست ؟
تبادر معنا نزد اهل لسان و محاوره ملاك است .
فى المثل :
شما بعنوان يك فارسىزبان بدوا نمىدانى مراد عربزبان از كلمهء ( ماء ) چيست ، و لكن به مراجع و موارد استعمال آن مراجعه كرده ملاحظه مىكنيد كه اگر كلمهء ( ماء ) بدون قرينه استعمال
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٣٦