چهرهء زيبايش هر جا كه درخشيد ، تيرگيها و تاريكيها را روشن ، و صورتهاى با ملاحت را ، از راه خود دور كرد .
با درخشيدن خود ، همه اندوهان را از جان ما بسترد ، و با دميدن صبح ، ما را سيراب كرد . و همهء تاريكيها ، با مقدم فروغش گريختند .
* * *
اى آن آهوى زيبايى كه مقام بلند دارى ، و ما در حسرت وصالت اندوه مىخوريم و براستى آنجا كه اين پيشواى پاك ، حيدر ( 1 ) كه آغاز حمله كند ، لشگر دشمن پاى بفرار مىگذارد .
* * *
اين امام مخلوقات ، ريشهء همهء كارها و شفيع مردم در روز هولناك است .
جوانمردى كه خدا و رسولش او را دوست دارند ، او وصى پيامبر و همسر فاطمه است .
و در روزگار ، هر چه افتخار و نكوكارى است ، همه را در بر گرفته است .
* * *
واى بر حال كسى كه - براى يك بار هم كه شده - به زيارت اين وجود گرامى ، كه نورانيتش ماه آسمان را زير پا گذاشته ، نائل گشته است .
و خوشا به حال كسى كه يك بار به ديدار او نائل گشته پس اى آن كسى كه سوار مركب رهسپار زيارت اويى ، بيابانها را در مىنوردى و درهها را پشت سر مىگذارى .
* * *
هامش
( 1 ) حيدر ، لقب حضرت على ( ع ) است . و بروايتى ، مادرش او را بدين نام كرده ، و خود آن حضرت در اين اشعار فرموده است :انا الذى سمتنى امى حيدرة
ضرغام آجام و ليث قسورة
عبل الذراعين شديد القصرة
اكيلكم بالسيف كيل السندرة« مترجم »