تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ترا سر مىدهند . - درياى دانشت ، بر همه لبريز است . و همه ، چشم طمع بدان دوخته‌اند . - باران بخششت ، در همهء ايّام جارى است ، و حال آنكه باران آسمان ، بعضى از فصول مىبارد . - مجلس و مجمع تو ، مانند درختان « سلم » و « ضال » ( 1 ) ، پر بركت و پر ميوه و كج شده است . - شمشيرى دارى ، كه بهنگام جنگ ، خون مىفشاند ، و چشمى ، كه از ترس خدا ، اشك مىبارد . - عبادتت ، از رياى مردم پيراسته ، و طبعت ، از هواى نفس بدور است . - شعرت ، همچون جام باده ، صاف و لطيف ، و جامع همهء ارزشهاى شعرى است . - دلى دارى ، كه در جنگ با دشمنان ، محكم و بنيرو است . و چهره ات ، در ظلمت حوادث ، برّاق و خوشرو . - احسان تو ، ستايش آزاد و بيرياى سخنگويان را بر مىانگيزد ، و نيزهء آهنين اراده ات ، همواره برافراشته است . - با دشمنان نيز مدارا مىكنى ، با بخشايش بيكران پاداش مىدهى ، و از هول حوادث نمىنالى . - علم فراوان دارى ، كه جهل را يكسو مىزند و مىزدايد ، و بيماريهاى كشنده را درمان مىكنى . راد مردى كه مردم نمىتوانند خرده اى براو بگيرند ، و بذر محبّت و عشق او در دلها كاشته شده است . آنچه را خدا نمىپسندد ، دشمن مىدارد ، و نمىبينيد كه چگونه دندان
هامش
( 1 ) سلم و ضال دو نوع درخت هستند .