تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
را در جهان پراكند . - دختران شاخ ، با جنبش نسيم ، به رقص و پايكوبى برخاستند . - و برگ درختان ، همچون خوانندگانى بر فراز مسند شاخساران ، سرود بىمانند سردادند . - و سايهء درختان كه بر روى جويباران مىخزد ، گويى رخ نيكوان را در گونهء جويباران رقم زده است . - پس بشتاب ، كه بادهء اندوه گسار بنوشيم ، و هرگز پى بهانه و عذر مگرد . - بادهء تازه و مسرت بخشى كه حبابهايش ، گوئيا دستبند ساق سيمبران است . - يا مانند حروفى است كه بدست مرد برجسته اى همچون « ابن بشاره » به خوبى و زيبايى نوشته شده است . - در خطوط چهره اش ، آب خوشرويى همواره جارى است . و اما در پيش دشمنان ، آتش قهرش شعله مىكشد . - سرورى كه در افق مكارم ، همچون ماه مىتابد و گره بر ابروان نمىآورد . - با شادى و خوشرويى ، آرزوى آرزومندان و دوستان را بر مىآورد ، و با آن قهر ، آرزوى دشمنان را مىگذارد . - راد مردى خردمند ، كه مادر فضايل ، چنو در روزگاران نزاده است . - هوشمندى كه انگشتان هنرمندش ، پرده از رخ عروس معانى برداشته است . - اما دريغا كه گردش روزگار ، آرزومندان جوارش را از نزديكى به او بازداشته است . - نعمتهايى در وجود او هست ، كه همچون باران پر بركتى - بىآنكه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 309 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)